تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
اندرين قوم كى ترا بزدند كفت چه كويم كه از براى خداى زدند پنداشتند كى من بر باطلم اكر ايشان بر حقّند بمجرّد زخم من به قيامت با ايشان خصمى نكنم ، و وى را كلامست عالى اندر معاملت و هر كه از وى * مسئلتى پرسيدى اكر معاملتى بودى جواب كفتى و اكر حقيقتى حواله به بشر حافى كردى چنانك روزى يكى بيامد و كفت ما الاخلاص قال الاخلاص هو الخلاص من آفات الاعمال * اخلاص چيست كفت اخلاص آنست كى از آفات اعمال خلاص يا بى يعنى عملت بىريا و سمعه و نصيب و آفت عمل شود كفت ما التوكّل * قال الثقة باللّه توكّل چيست كفت باور * و استوار داشت خداى اندر روزى * خود كفت ما الرضا قال تسليم الامور الى اللّه * رضا چيست كفت آنك كارهاء خود به خداوند تعالى سپارى كفت ما المحبّة محبّت چيست كفت اين از بشر حافى پرس كى تا وى زنده است من جواب * اين نكنم و احمد بن حنبل رح اندر همه احوال ممتحن بود در حال حيات از طعن معتزله و در حال ممات از تهمتهاى مشبّهه تا حدّى كه اهل سنّت و جماعت * آنان كى بر حال وى واقف نكشته‌اند وى را تهمت كنند و وى از ان بريست و اللّه اعلم

ابو الحسن احمد بن ميمون ابى حوارى دمشقى [ ابو الحسن احمد بن ابى الحوارى ]

و منهم سراج وقت و مشرف آفات مقت ابو الحسن احمد بن ابى الحوارى رض از اجلّهء مشايخ شام بود و ممدوح جملهء مشايخ تا حدّى كى جنيد كفت احمد بن ابى الحوارى ريحانة الشام وى را كلام عاليست و اشارت لطيف اندر فنون علم اين طريقت و روايات صحيح از حديث پيغمبر عم و رجوع اهل وقت به دو بود اندر واقعات ايشان و او مريد ابو