تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
سبك ندارد و ادناء درجات آن اختيار نكند * بل كى در ان احتياط كند يكى از مشايخ روايت كند كه شبى پيغمبر را عم بخواب ديدم كفتمش يا رسول اللّه از تو به من روايت رسيد كه خداى را عزّ و جلّ اندر زمين اوتاد و اوليااند كفت راوى از من به تو اين خبر راست رسانيد كفتم يا رسول اللّه * مىبايدم تا يكى ازيشان ببينم كفت محمّد بن ادريس يكى ازيشانست و وى را بجز اين بسيار مناقب هست

[ ابو عبد اللّه احمد بن حنبل ]

و منهم شيخ سنّت و قاهر اهل بدعت ابو * عبد اللّه احمد بن حنبل رض مخصوص بود بورع و تقوى و حافظ حديث پيغمبر بود عم و اين طبقه بجمله از فريقين وى را مبارك داشتند و صحبت مشايخ بزرك * دريافته بود چون ذو النون مصرى و بشر حافى و سرى سقطى و معروف كرخى و مانند ايشان رض و ظاهر الكرامات و صحيح الفراسات بود و آنچ امروز بعضى از مشبّهه تعلّق به دو كنند آن * بر وى افتراست و موضوع و وى از ان جمله بريست و وى را اعتقاديست اندر اصول دين پسنديدهء جملهء علما و چون ببغداد معتزله غلبه كردند كفتند كه وى را تكليف بايد كرد تا قرآن را مخلوق كويد پير و ضعيف بود دستهايش بر عقابين كشيدند و هزار تازيانه بزدندش كى قرآن را مخلوق كوى نكفت و اندر ان ميانه بند ازارش بكشاد و دستهاش بسته بود دو دست ديكر پديدار آمد و ازار ببست و چون اين برهان بديدند بكذاشتندش و هم اندر آن جراحت فرمان يافت و اندر آخر عهد وى قومى به نزديك وى آمدند و كفتند چه كوئى