ادريس الشافعى رض از بزركان وقت بود و اندر جملهء علوم امام و معروف بود به فتوّت و ورع و وى را مناقب * بسيار و مشهورست و كلام عالى ابتدا شاكرد امام مالك بود تا به مدينه بود چون بعراق آمد بمحمّد بن الحسن * اختلاف ساخت رض و پيوسته اندر طبعش ارادت عزلتى مىبود و طلب مىكرد تحقيق اين طريقت را تا كروهى بر وى مجتمع شدند و اقتدا به دو كردند و احمد بن حنبل ازيشان بود آنكاه بطلب جاه و برزش امامت مشغول شد و از ان بازماند و اندر همه احوال محمود الخصال بود و اندر ابتداء احوال از متصوّفه اندر دلش خشونتى مىبود تا سليم راعى را بديد و به دو تقرّب كرد و از بعد آن هركجا رفتى طلبكنندهء حقيقتى بودى از وى مىآيد كه كفت اذا رايت العالم يشتغل بالرخص فليس يجئ منه شىء چون عالم را بينى كى برخص و تاويلات مشغول كردد بدانك هركز از وى هيچچيز نيايد يعنى علما پيشكاه همه اصناف خلايقند روا نباشد كى كسى قدم پيش ازيشان نهد اندر هيچ معنى و راه حقّ جز به احتياط و مبالغت اندر مجاهدت نتوان رفت و رخص طلب كردن كار كسى باشد كى از مجاهدت بكريزد و خواهد كه خود را تخفيف اختيار كند پس رخص طلب كردن درجت عوامّ باشد تا از دايرهء شريعت بيرون نيفتد و مجاهدت برزيدن درجت خواصّ تا ثمرت آن در سرّ بيابند و علما خواصّند چون خاصّ را به درجت عامّ رضا بود * از وى هيچچيز نيايد و نيز رخص طلب كردن سبك داشت فرمان بود و علما دوستان حقّ تعالىاند و دوست مر فرمان دوست را
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص١٤٤