گشت از همه حياها فارغ گشت . ص 1017
خ
خاطر : خاطر نامى است چيزى را كه بىقصد بر دل بنده بگذرد . ص 1775
- خاطر آن است كه از حق تعالى پديد آيد . ص 1775
خالق : خداى آفريدگار همه چيزها است .
ص 253
خضر : خضر ولى بود و موسى ( ع ) نبى بود . خضر را علم لدنى بود و غيب بدانستى بىوحى ، تا موسى ( ع ) را به شاگردى وى حاجت آمد . ص 883
- نزديك ما . . . خضر همچنان نبى بود كه موسى ( ع ) . ص 886
خلق - مراتب : - مراتب خلق
خوف : خائف آن باشد كه از تن خويش بيش از آن ترسد كه از ابليس . ص 1265
خوف - عمر : چون خوف بر عمر غالب گشت همه كارهاى عظيم بر وى آسان گشت . ص 1017
د
داود ( ع ) - زرهگرى : داود پيغامبر عليه - السلام زرهگرى كردى . ص 1104
دراست : علم دراست علم ظاهر است و علم وراثت علم باطن . ص 70
- علم دراست
درجات تصوف : اول درجه علم است ، ديگر وجد است ، سديگر حال است ، چهارم مقام است . آن سه اول صفات بنده است ؛ و آن چهارم مقام است . ص 195
دعا : دعا بر جايزات روا باشد نه بر واجبات و بر ممتنعات : ص 928
ده ركن تصوف : توحيد مجرد ، فهم كردن سماع ، حسن معاشرت ، ايثار ، ترك اختيار ، سرعت وجد ، كشف خواطر ، بسيار سفر كردن ، ترك اكتساب ، تحريم ذخيره ساختن . ص 1167
اركان تصوف
ده يار بهشت : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ( ع ) ، سعد بن ابى وقاص ، سعيد ، طلحه ، زبير ، عبد الرحمن بن عوف ، و بو عبيدة بن الجراح . ص 562
ذ
ذكر : حقيقت ذكر آن است كه هرچه جز مذكور است در ذكر فراموش كنى .
ص 1327
ذكر بىقطع : ذكر بىقطع . . . آن باشد كه ياد حق سبحانه بر او بريده نگردد .
ص 1052
ر
رافضيان : روافض بر سه گروهاند :
زيديان و امامتيان و غالياناند . ص 551
رب : رب به صلاحآرندهء تباهيها باشد .
ص 250
- رب پروردگار باشد . ص 250
ربانى : ربانى آن باشد كه با خلق صحبت چنان كند كه حق تعالى كند ، به جفاى خلق درگذاشتن ، و به مكافات