تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2299

مساهمون:

ص٢٢٩٩
با مادر از شام به مكه فرستادند ؛ و سليمان ( ع ) را باد مركب ساختند تا سفر كند ؛ و يوسف ( ع ) را به كودكى به غربت و بندگى افگندند ؛ و يونس ( ع ) را شكم ماهى مركب ساختند تا در دريا سفر كند ؛ و موسى ( ع ) را به طفوليت به دريا انداختند . . . و چون بزرگتر گشت . . . به مدين افگندند . . . به مناجاتش به‌طور بردند و چهل سال در تيه بگردانيدند ؛ و عيسى ( ع ) را نام او كه مسيح آمد از بهر كثرت سياحت آمد و به آخر از زمين به آسمان چهارم بردند به غربت ؛ و ادريس ( ع ) را بردند آنجا كه بردند ؛ و سيد ( ع ) را به شبى به قاب قوسين بردند . ص 1180 سفر باطن : سفر باطن به معنى تفكر و اعتبار است . ص 162 سفر كردن : سفر كردن بسيار از بهر اعتبار گرفتن را است . ص 1176 - سفر كردن از بهر رياضت نفس است . ص 1177 سكر : عبارت است از حالى كه بر بنده پديد آيد كه از تمييز چيزها چنان غايب گردد كه خير از شر جدا نداند كردن و منفعت از مضرت باز نتواند شناختن ، لكن با اين همه از چيزها غايب نباشد . ص 1488 - سكر آن باشد كه در غلبات حق غايب گردد از تمييز ميان اشياء با وجود اشياء . ص 1491 سلطان - عمر : سلطان عمر خطاب باشد . ص 114 سليمان ( ع ) - زنبيل بافتن : در خبر آمده است كه سليمان پيغامبر عليه السلام از برگ خرما زنبيل بافتى و به دو قرص جوين بفروختى و يكى از آن به درويشان دادى و به يكى روزه گشادى . ص 1104 سليمان ( ع ) - سفر : - سفر انبيا سماع : سماع بر سه وجه است : آسودن است از رنج وقت ، و نفس زدن است خداوندان احوال را ، و سر حاضر گردانيدن است خداوندان شغلها را . ص 1809 سميع بصير : شنوا است و بينا . ص 257 سنة الهبير : سال سيصد و پانزده بود كه قرامطه . . . حاجيان را بكشتند و غارت كردند . ص 1752 سه فرستهء موكل : خبرى است پيغامبر را . . . سه فرشته . . . موكل باشند : فريستهء اجل ، و فريستهء عمل ، و فريستهء روزى . ص 638 سياحت : توجيه سياحت . صص 132 - 129 سيد : سيد خوب‌كنندهء كارها باشد و پوشندهء عيبها باشد و به صلاح‌آرندهء تقصيرها . ص 248 - سيد مطاع باشد . صص 48 - 247 سيد - سفر : - سفر انبيا

ش

شريعت : اقتدا به رسول شريعت است ، و افتقار به حق تعالى حقيقت است . ص 222 شعيب ( ع ) - خداوند مواشى : نبينى كه شعيب پيغامبر عليه السلام بازرگان بود