با مادر از شام به مكه فرستادند ؛ و سليمان ( ع ) را باد مركب ساختند تا سفر كند ؛ و يوسف ( ع ) را به كودكى به غربت و بندگى افگندند ؛ و يونس ( ع ) را شكم ماهى مركب ساختند تا در دريا سفر كند ؛ و موسى ( ع ) را به طفوليت به دريا انداختند . . . و چون بزرگتر گشت . . . به مدين افگندند . . .
به مناجاتش بهطور بردند و چهل سال در تيه بگردانيدند ؛ و عيسى ( ع ) را نام او كه مسيح آمد از بهر كثرت سياحت آمد و به آخر از زمين به آسمان چهارم بردند به غربت ؛ و ادريس ( ع ) را بردند آنجا كه بردند ؛ و سيد ( ع ) را به شبى به قاب قوسين بردند . ص 1180
سفر باطن : سفر باطن به معنى تفكر و اعتبار است . ص 162
سفر كردن : سفر كردن بسيار از بهر اعتبار گرفتن را است . ص 1176
- سفر كردن از بهر رياضت نفس است .
ص 1177
سكر : عبارت است از حالى كه بر بنده پديد آيد كه از تمييز چيزها چنان غايب گردد كه خير از شر جدا نداند كردن و منفعت از مضرت باز نتواند شناختن ، لكن با اين همه از چيزها غايب نباشد . ص 1488
- سكر آن باشد كه در غلبات حق غايب گردد از تمييز ميان اشياء با وجود اشياء . ص 1491
سلطان - عمر : سلطان عمر خطاب باشد .
ص 114
سليمان ( ع ) - زنبيل بافتن : در خبر آمده است كه سليمان پيغامبر عليه السلام از برگ خرما زنبيل بافتى و به دو قرص جوين بفروختى و يكى از آن به درويشان دادى و به يكى روزه گشادى .
ص 1104
سليمان ( ع ) - سفر : - سفر انبيا
سماع : سماع بر سه وجه است : آسودن است از رنج وقت ، و نفس زدن است خداوندان احوال را ، و سر حاضر گردانيدن است خداوندان شغلها را .
ص 1809
سميع بصير : شنوا است و بينا . ص 257
سنة الهبير : سال سيصد و پانزده بود كه قرامطه . . . حاجيان را بكشتند و غارت كردند . ص 1752
سه فرستهء موكل : خبرى است پيغامبر را . . . سه فرشته . . . موكل باشند :
فريستهء اجل ، و فريستهء عمل ، و فريستهء روزى . ص 638
سياحت : توجيه سياحت . صص 132 - 129
سيد : سيد خوبكنندهء كارها باشد و پوشندهء عيبها باشد و به صلاحآرندهء تقصيرها . ص 248
- سيد مطاع باشد . صص 48 - 247
سيد - سفر : - سفر انبيا
ش
شريعت : اقتدا به رسول شريعت است ، و افتقار به حق تعالى حقيقت است .
ص 222
شعيب ( ع ) - خداوند مواشى : نبينى كه شعيب پيغامبر عليه السلام بازرگان بود