تجلى : تجلى بر سه حال است : يكى تجلى ذات است . . . ص 1548
ديگر گفت : تجلى صفات ذات است . . .
ص 1549
سديگر : تجلى حكم ذات باشد . . . ص 1550
تجلى ذات : تجلى ذات مكاشفه باشد يعنى گشاده گشتن نه منازعت كردن . ص 1551
تحريم ذخيره ساختن : ذخيره كردن و چيزى باز نهادن از بهر وقتى ديگر بر خود حرام دارند . - از اركان تصوف - ص 1182
- حال اين طايفه اختيار فقر است و ترك مراد و قهر نفس و اعراض كردن از غير حق و بريدن اعتماد از غير حق ، نامتهم داشتن حق را . ص 1184
ترك اكتساب : به جاى بگذاشتن كسب از بهر آن است تا از نفس توكل طلب كنند . از اركان تصوف - . ص 1181
ترازو - عمر : روز قيامت پيغمبر صلعم . . .
ترازوى عمر را دهد . . . تا كس بر كس جور نكند . ص 550
تصوف : اعراض كردن از دنيا و با خلق خصومت نكردن و به يافته قناعت كردن و نايافته طلب ناكردن و بر توكل زيستن و به وقت خويش اختيار ناكردن . ص 93
- تصوف وقت نگاه داشتن است . ص 1192
- حقيقت تصوف آن است كه او را نه حال بود و نه وقت . ص 234
- جنيد را پرسيدند كه تصوف چيست ؟
گفت : دل پاك كردن از موافقت خلق .
ص 171
تفرقه : چون همت او - بنده - هر چيزى جويد او را متفرق خوانند ص 1521
- نزديكى جستن به حق به اعمال خويش تفرق است . ص 1534
تفريد : تفريد آن است كه از اشكال خويش فرد گردد . ص 1428
- فرد شود در احوال از احوال خويش ، و نفس خويش را حالى نبيند . ص 1432
تقدير : تقدير اندازه كردن بود و قضا حكم بود و ارادت خواست . ص 410
تقليد : تقليد كردن اندر شريعت بر چهار وجه بود . . . ص 559
تقوى : تقوى بر دو معنا است : يكى ترسيدن و ديگر پرهيز كردن . ص 1275
- تقواى بنده از خداوند بر دو معنى باشد : يا خوف باشد از عتاب يا از فراق . ص 1275
- تقوى بيزارى ستدن است ، و آن اخلاص است ؛ يعنى بيزارى ستاند از خويشتن و آنچه دارد . ص 1279
تواضع : معنى . . . آن است كه نرم باشد و فرمانبردار و مهربان و باركش .
ص 1259
- تواضع حق را منقاد بودن است حكم او را و بر كرد او اعتراض ناآوردن ، و هرچه او كند پسندكار بودن . ص 1260
توبه : توبه از جفا بازگشتن است . ص 227
- توبه به حقيقت رجوع است . ص 1209
- توبه رجوع است از معاصى و ذنوب .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2294
مساهمون: محمد روشن
ص٢٢٩٤