- از اين معانى . . . انبيا را دهند و اوليا را دهند و اعدا را دهند . انبيا را معجزات باشد ؛ و اوليا را كرامات باشد ، و اعدا را مكر و استدراج .
ص 980
- استدراج آن باشد كه چون ايشان بىحرمتى كنند ، ايشان را اندر كشند به اسبابى كه بىحرمتى فزون كنند تا اندر تمادى هلاك شوند . ص 979
استطاعت : استطاعت . . . اعضاى سليم نيست و قوت باقى نيست ، و لكن قوتى است عرضى بىبقا . ص 441 - 440
- استطاعت نزد اهل حق - سنت و جماعت - عرض است . ص 432
- استطاعت - نزد كراميان - قبل الفعل است . ص 432
- خلق دمى نزنند و چشم بر هم ننهند و يك جنبيدن نجنبند مگر به قوتى كه خداى تعالى پديد آرد اندر ايشان .
ص 431
- قدرت
استون حنانه : ستونى بود كه پيغمبر ( ص ) پشت به وى باز نهادى . ص 567
اسلام : اسلام ايمان است ، چه اسلام ظاهر است و ايمان باطن . ص 1078
- اصل اسلام بار نانهادن است بر خلق و بار كشيدن است از خلق . ص 1178
اسماء : اسماء صفت مسمى است دلالت بر مسمى . ص 342
- اسامى القاباند . ص 342
اسماعيل ( ع ) - سفر : - سفر انبيا
اعمال : معنى اعمال اقامت شريعت است و معنى احوال صفوت سر است . ص 1119
افعال : خالق افعال ما هم خداى است چنان كه خالق اشخاص وى است . ص 409
- در نزد معتزليان - خداى تعالى خالق افعال بندگان نيست . ص 409
- افعال خلق بر دو گونه است : فعل اختيار است و فعل جبر . ص 410
اقبال : اقبال به پارسى روى آوردن باشد .
ص 43
الزام : الزام آن باشد كه چيزى در گردن كسى كنى . ص 65 - 63
إله : اندر معنى إله سخن بسيار است . . .
صص 47 - 246
الهام : آنچه از فرشته پديد آيد الهام باشد . . . و آنچه از ديو پديد آيد وسواس .
خاطر آن است كه از حق تعالى پديد آيد . ص 1775
امام باغى : معاويه امام حق نبود و لكن امام باغى بود . . . ص 560
امامتيان : باز امامتيان پانزده گروهاند . . .
ص 551
- گروهى از ايشان على را پيغامبر گويند . . . و گروهى از ايشان گويند كه جبريل بر عايشه عاشق بود .
ص 551
امر : امر تزيين است . ص 51
انس : چون مشاهدت بسيار گشت انس بار آرد . ص 1349
- انس آن است كه او را با دوست چنان انس افتد كه از ديدن غير دوست غايب گردد . ص 1357
- انس گستاخى كردن دوست است با
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2292
مساهمون: محمد روشن
ص٢٢٩٢