تعريفات
آ - ا
آدم ( ع ) - سفر : - سفر انبيا
ابد : ابد عبارت است از انتهاى وقت .
ص 38
ابدال : هيچ وقت اين امت از چهارصد مرد ابدال خالى نباشد . ص 94
ابراهيم - خداوند مواشى : ابراهيم را صلوات الله عليه چندانى مواشى بود كه چهار هزار غلام درم خريده شبان او بودند . . .
و او را چهار هزار سگ بود با قلادههاى زرين . ص 1104
ابراهيم ( ع ) - سفر : - سفر انبيا
اتصال : قرب را نهايت است و نهايت قرب اتصال است . ص 1373
- معنى پيوستن به خدا آن است كه بريده گردد به سر جز از خدا .
ص 1374
- اتصال به حق مكاشفات قلوب است و مشاهدات اسرار . ص 1375
- معنى اتصال آن باشد كه سر به مقام حيرت رسد . ص 1376
احوال : معنى اعمال اقامت شريعت است و معنى احوال صفوت سر است . ص 1119
اخلاص : اخلاص يگانه بودن است . ص 1286
- اخلاص عام ترك شرك است . ص 1283
ادراك بصر : ديدار چشم را ادراك بصر گويند . ص 34
ادراك سمع : شنيدن گوش را ادراك سمع گويند . ص 34
ادريس ( ع ) - سفر : - سفر انبيا
ارادت : ارادت خواست [ بود ] ؛ قضا حكم بود ؛ و تقدير اندازه كردن . ص 410
اركان ايمان : اركان ايمان چهار است :
توحيد بىحد ، و ذكر بىقطع ، و حال بىنعت ، و وجد بىوقت . ص 1051
اركان تصوف : تجريد توحيد ، فهم كردن سماع ، حسن معاشرت ، ايثار ، ترك اختيار ، سرعت وجد ، كشف خواطر ، بسيار سفر كردن ، ترك اكتساب ، تحريم ذخيره ساختن . ص 1167
ازل : ازل عبارت است از ابتداى وقت .
ص 38
استدراج : اين را مثال است كه هر وقتى كه مادر خواهد تا فرزند را از كنار دور كند يا از در بيرون كند ، پارهاى حلوا به دست وى نهد . ص 980