تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2291

مساهمون:

ص٢٢٩١

تعريفات

آ - ا

آدم ( ع ) - سفر : - سفر انبيا ابد : ابد عبارت است از انتهاى وقت . ص 38 ابدال : هيچ وقت اين امت از چهارصد مرد ابدال خالى نباشد . ص 94 ابراهيم - خداوند مواشى : ابراهيم را صلوات الله عليه چندانى مواشى بود كه چهار هزار غلام درم خريده شبان او بودند . . . و او را چهار هزار سگ بود با قلاده‌هاى زرين . ص 1104 ابراهيم ( ع ) - سفر : - سفر انبيا اتصال : قرب را نهايت است و نهايت قرب اتصال است . ص 1373 - معنى پيوستن به خدا آن است كه بريده گردد به سر جز از خدا . ص 1374 - اتصال به حق مكاشفات قلوب است و مشاهدات اسرار . ص 1375 - معنى اتصال آن باشد كه سر به مقام حيرت رسد . ص 1376 احوال : معنى اعمال اقامت شريعت است و معنى احوال صفوت سر است . ص 1119 اخلاص : اخلاص يگانه بودن است . ص 1286 - اخلاص عام ترك شرك است . ص 1283 ادراك بصر : ديدار چشم را ادراك بصر گويند . ص 34 ادراك سمع : شنيدن گوش را ادراك سمع گويند . ص 34 ادريس ( ع ) - سفر : - سفر انبيا ارادت : ارادت خواست [ بود ] ؛ قضا حكم بود ؛ و تقدير اندازه كردن . ص 410 اركان ايمان : اركان ايمان چهار است : توحيد بىحد ، و ذكر بىقطع ، و حال بىنعت ، و وجد بىوقت . ص 1051 اركان تصوف : تجريد توحيد ، فهم كردن سماع ، حسن معاشرت ، ايثار ، ترك اختيار ، سرعت وجد ، كشف خواطر ، بسيار سفر كردن ، ترك اكتساب ، تحريم ذخيره ساختن . ص 1167 ازل : ازل عبارت است از ابتداى وقت . ص 38 استدراج : اين را مثال است كه هر وقتى كه مادر خواهد تا فرزند را از كنار دور كند يا از در بيرون كند ، پاره‌اى حلوا به دست وى نهد . ص 980