تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2282

مساهمون:

ص٢٢٨٢
دوست يكى بايد تا بنده خدمت تواند كردن . 241 ديدار اندر عقبى برابر معرفت است اندر دنيا . 34 ديدار دل متصل است در دنيا به ديدار عين در قيامت . 1145 ديدى ، سخت باش . ( حديث ) . 69

س

سر خلق را بر خلق نگهدار كه هركه سر بندگان باز گويد نيز سر ملكان را نشايد . 110 سر فارغ و نفس مشغول بهتر كه سر مشغول و نفس فارغ . 1306 سفر قلوب خلاف سفر نفوس است ، و بسيار كس هست كه او را نفس مقيم است و دل مسافر . 1108 سير خورده گردنكش و طاغى بود و گرسنه ذليل و منقاد . 129

ش

شريعت آداب نگاه داشتن است . 1121 شريعت بىحقيقت نيكو نباشد . 1736

ص

صاحب دعوى بىمعنى باشد ، و صاحب معنى بىدعوى . 1737

ط

طاعت در عمر سود عمر است ، و معصيت در عمر زيان او است . 233 طالب نيازمند باشد و مطلوب بىنياز . 1071

ع

عارف چنان بايد كه همه به دو پاك شوند ، نه كسى بايد كو را پاك كند . 173 عبوديت تأثير ربوبيت است نه ربوبيت تأثير عبوديت . 44 عز و شرف در نسبت نيست . 183 علم غازيان را بايد بردن . 550 علم غايبان را است و ديدار حاضران را . 1155 علم نعمتى است كه بىجان كندن ندهد و بىجهد نيايد . 1123 عطاى ناطقان خردتر است و عطاى ساكتان بزرگتر . 1303 عيد و آدينه ديدار دوست است . 1253

غ

غافلان غايبان‌اند و عارفان حاضران . 1140 غذاى محبت بلا است . چون بلا بازگيرى محبت نماند . 190