تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2279

مساهمون:

ص٢٢٧٩

اقوال و امثال و حكم [ فارسى ]

آ - ا

آنكه او را طبع جستن باشد وحشى باشد . 1526 آن مىيابد كه وى راه دهد . 42 از امت من مردى باشد كه به عدد ربيعه و مضر خداى تعالى به شفاعت او بيامرزد . ( حديث ) . 152 از بسيارى حلالها دور بايد بودن تا در شبهت نيفتى . 1107 از جفا بازگشتن آشتى كردن است . 228 از دوست ممنوع گشتن محال است . 242 استوار نابودن به وعدهء او نشان ناشناختن است . 158 اسير را اختيار محال است . 458 اصل محبت دو چيز است : ناديدن ، و ناشنيدن . 446 اصل همه زهدها حلال خوردن است . 1123 اقامت نعمت است و سفر بلا . 1089 اگر منافقى به مزگت درآيد و در مسجد همه مخلصان باشند و يكى منافق بود ، پس اين منافق جز با آن منافق ننشيند ؛ و اگر مؤمنى مخلص به مسجد درآيد و در مسجد همه منافقان باشند و مؤمن خود يكى باشد ، پس اين مؤمن جز با آن مؤمن ننشيند . 88 امر و نهى بند است مر بنده را ، و بنده دربند نيكوتر . 51 امينى نگاه داشت آداب است . 1143 اندر حكمت نيكو نيايد دشمن با دوست برابر كردن . 374 اندكى بىاختيار به از بسيار با اختيار . 142 ايمان با بىحرمتى بقا نيابد ، و كفر با حرمت داشتن بقا نيابد . 225 ايمان بستن دل است به نگاه داشتن سر و شناختن بر . 1082