تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2283

مساهمون:

ص٢٢٨٣
غلبهء رجا كاهلى و سستى بار آورد ، و اين صفت اناث است ؛ و غلبهء خوف حركت و حرص بارآرد ، و اين صفت ذكور است . 1272

ف

فرو استادن از طلب روى نه ، وايافتن ايمنى نه . 190 فرو استادن نشان نايافت است . 1168 فقير با خداى غنى است ، و غنى با غير خداى فقير است . 42

ق

قرب عام در ديدن طاعت است و قرب خاص در ناديدن طاعت 147 قناعت غنا است و طمع فقر . 1094

ك

كرامات رنگ است و آرايش و پرورش . 981 كسى كه از مذهبها رخصتها برگيرد خرم دين باشد . 665 كعبه بر زمين قبلهء نفس است و عرش بر آسمان قبلهء اسرار . 896 مبارزت بر دشمن دست يافتن نيست لكن مبارزت از دشمن خويش را نگاه داشتن است . 1128 متقدمان ما خوردندى تا بزيستندى ، و ما مىزييم تا بخوريم . 1749 متكلف جوانمرد نبود . 213 مثل دل مؤمن كه در او معرفت باشد در تنى عاصى چون فرزندى عزيز است در كنار داماد بدخوى . 95 مثل دنيا چون سايهء مردم است . چون روى به سايه آرى بگريزد ، و چون پشت بر او آورى از پى تو دود . 166 مثل شهوت مردم چون مثل هيزم است ، و مثل گرسنگى چون مثل آتش . 207 مثل فرائض بر بنده چون مثل نجوم كتابت است . 986 مثل محبت چون آتش است ، و مثل شوق چون زبانهء آتش . 220 مثل مؤمن در دنيا چون مرغكى است در قفسى بازداشته ، اگرچه نكوش دارند ، آخر هم زندانى است . 146 مثل نفس به نزديك ايشان چون مثل سگ گزنده است تا نبندى از شر او آمن نگردى . 1090 محب در محبت بىمراد بايد تا محبت با او صحبت كند . 182 محب را به حقيقت خود اختيار نباشد كه محبت با اختيار جمع نيايد . 1394 محب عدو گشتن و عدوى محب گشتن صفت نيازمندان است . 927 محب گريان و پخسان بايد ، غريوان و جوشان بايد ، بىخورد و بىخواب بايد ، بىقرار و بىآرام بايد . 132
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2283 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى