تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2285

مساهمون:

ص٢٢٨٥

ه

هرچند كه ناسوخته را عبارت سوخته كنند از سوختن خبر ندارد . 1138 هرچند كه نفس ماليده‌تر سر با حق راست‌تر . 1177 هر چيز كه آن عزيزتر باشد در او جهد بيشتر بايد كردن ، پس جهد در علم بيشتر . 1123 هر سر كه با حق يگانه نباشد محجوب است . 219 هركس پيش عزيزان ذل برد ، عز يابد . 214 هركسى زير همت خويش پنهان است ، و قيمت هركسى همت او است . 184 هركه اختيار خويش بر اختيار دوست بگزيند محب نباشد . 1311 هركه با بلا خو كرده باشد ، بلا او را غذا گردد و نعمت او را بلا گردد . 1048 هركه بازگشت از راه بازگشت ، فاما آنكه رسيد ، هرگز باز نگردد . 73 هركه بر دل گران باشد ، خدمت وى بر تن گران باشد . 663 هركه به قدر ايمان نيارد كافر است . 451 هركه پشت بر دنيا كرد اگرچه در دنيا است از دنيا رفت . 192 هركه دارد به دعوى حاجت نيابد ، و دعوى آن كند كه ندارد . 1737 هركه در علم آموزانيدن نيك آمدن خلق طلب كند نه بازار خويش و قبول خلق ، اين برترين همه طاعتها باشد . 1735 هركه را ادب بيشتر است قرب بيشتر است . 1121 هركه را حيات به روح است ، مرگ او به زوال روح است ؛ و هركه را حيات به محبت است مرگ به فراق است و زندگانى به وصال . 146 هركه عارف‌تر خايف‌تر ؛ و هركه محب‌تر باانس‌تر . 1351 همه چيزها به راحت بقا يابند و به بلا نيست گردند ، و محبت به بلا بقا يابد و به راحت نيست گردد . 191 هميشه خائنان عزيز بوده‌اند و امينان و ناصحان خوار . 1733

ى

يقين بصر قلب است ، ظاهر به چشم بيند و باطن به يقين . 450 يكى را تير بر جگر آيد ، و يكى از دور نظاره كند . نظاره از درد خورندهء تير چه خبر دارد ! 1140 * * *

[ اقوال و امثال و حكم تازى ]

ا

ابى الله ان يحيى نفسا حتى يميتها باماتة شهواتها . 1396 ، 1446 الاتصال بالحقايق هو الانفصال عن العلائق و من انفصل عن العلائق اتصل بالحقايق . 876
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2285 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى