تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2280

مساهمون:

ص٢٢٨٠

ب

با جبارى صحبت حق نتوان يافتن . 172 بت اندر عالم بسيار است ، يكى از بتان كرامات است . 981 بت عارفان كرامات است . 981 بر كريم هيچ جفا به آن عظيمى نيايد كه عطاى او را رد كنند . 1089 بقعه به مردان عزيز شود نه مردان به بقعه . 172 بناى استادى بر شفقت است و بناى شاگردى بر حرمت . 233 بند برداشتن حجاب است ، و بند بر نهادن كشف . 1165 بندگى كردن آن باشد كه آن كنى كه خدا پسندد ، و بنده بودن آن باشد كه هرچه خدا كند آن را پسندكار باشى . 1260 بنده باش ، و از غم رستى . 413 به بزرگان جز گمان نيكو نبايد بردن . 1738 به بلاى مبلى از بلا ناليدن از مبلى گريختن است . 158 به قضاى قاضى ناراضى بودن ، با قاضى منازعت است . 158 بىحد را حد نهادن محال است . 1138 بيشتر قطيعت بزرگان را اندر كرامات پديد آيد . 980 بينندهء حرقت با چشندهء حرقت چگونه برابر باشد . 1140

پ

پليديهاى نفس الوان است : يكى با دنيا آرام گرفتن است و ديگر به معصيت شتافتن است . 47

ت

تعرف كردن مذهب صوفيان است . 119 توفيق جز نظر نيست و خذلان جز رفع نظر نيست . 1603

ث

ثواب به فضل قايم نه به عمل ، و عقاب به عدل قايم نه به عمل . 444

ج

جانهاى خلق سپاه‌هااند . گروه گروه گرد آيند . هركدام را آشنايى افتاده باشد بسازند ، و هركه را آشنايى نيفتاده باشد مختلف گردند . ( حديث ) . 152 جاه خلق زنار است و هواى نفس بت . تا از بت تبرا نكنى موحد نگردى و تا زنار از ميان نگشايى مسلمان نگردى . 105 جواب آن را دهند كه سايل باشد ، و مخاطبت با آن كنند كه او با تو مخاطبت كند . 1730