ب
با جبارى صحبت حق نتوان يافتن . 172
بت اندر عالم بسيار است ، يكى از بتان كرامات است . 981
بت عارفان كرامات است . 981
بر كريم هيچ جفا به آن عظيمى نيايد كه عطاى او را رد كنند . 1089
بقعه به مردان عزيز شود نه مردان به بقعه . 172
بناى استادى بر شفقت است و بناى شاگردى بر حرمت . 233
بند برداشتن حجاب است ، و بند بر نهادن كشف . 1165
بندگى كردن آن باشد كه آن كنى كه خدا پسندد ، و بنده بودن آن باشد كه هرچه خدا كند آن را پسندكار باشى . 1260
بنده باش ، و از غم رستى . 413
به بزرگان جز گمان نيكو نبايد بردن . 1738
به بلاى مبلى از بلا ناليدن از مبلى گريختن است . 158
به قضاى قاضى ناراضى بودن ، با قاضى منازعت است . 158
بىحد را حد نهادن محال است . 1138
بيشتر قطيعت بزرگان را اندر كرامات پديد آيد . 980
بينندهء حرقت با چشندهء حرقت چگونه برابر باشد . 1140
پ
پليديهاى نفس الوان است : يكى با دنيا آرام گرفتن است و ديگر به معصيت شتافتن است . 47
ت
تعرف كردن مذهب صوفيان است . 119
توفيق جز نظر نيست و خذلان جز رفع نظر نيست . 1603
ث
ثواب به فضل قايم نه به عمل ، و عقاب به عدل قايم نه به عمل . 444
ج
جانهاى خلق سپاههااند . گروه گروه گرد آيند . هركدام را آشنايى افتاده باشد بسازند ، و هركه را آشنايى نيفتاده باشد مختلف گردند . ( حديث ) . 152
جاه خلق زنار است و هواى نفس بت . تا از بت تبرا نكنى موحد نگردى و تا زنار از ميان نگشايى مسلمان نگردى . 105
جواب آن را دهند كه سايل باشد ، و مخاطبت با آن كنند كه او با تو مخاطبت كند . 1730