مذهب هركسى جويد و به جستن يابد ، و حقيقت هركس نتواند جستن و هر جويندهاى نيابد . 119
مرادجوى خويشتنپرست بود نه خداىپرست . 213
مردم بزرگ نه به آن گردد كه بزرگان را بيند ، لكن بزرگ به آن گردد كه بزرگان او را بينند . 1603
مردم را با وطن الف باشد . 128
مريد بدان بزرگ نگردد كه پيران را بيند ، چه بدان بزرگ گردد كه پيران او را بينند . 101
مشاهدات باطن ميراث مجاهدات ظاهر است . 691
مشاهدات سر در دنيا همچون معاينات عين است در قيامت . 1144
مشتاق طالب بود و طلب بىهرب درست نيايد . 221
معرفت موجها است كه بپوشاند و برآرد و فروبرد . 1684
مفعول ناديدن جوانمردى است . 443
مقام ديدن با خويشتن بودن است ، و حق ديدن بىخويشتن بودن است . 1658
مقتضاى لطف رجا است و مقتضاى هيبت خوف . 42
منازعان قفا يابند ، و نيازمندان عطا . 214
من نه منم من وىام . 109
مهمان را چنان بايد داشت كه خويشتن را ، تا به آمدن مهمان گرانى نيايد و به رفتن مهمان شادى نيايد . 213
مهمانى بىديدار ميزبان دانگى نه ارزد . 399
ن
نزديكترين دشمنى به بنده نفس است . 1127
نشان محبت آن است كه هيچ چيز از كونين در دل او بزرگ نباشد . 214
نعمت محبت است و محبت نعمت . 981
نفس از مقام سوختن بوستانى گشت كه بىتسليم بوستان آتش گردد و با تسليم آتش بوستان گردد . 911
نفس بين خداى بين نباشد . 984
نه هركس كه طاقت دارد زخم را طاقت دارد كشتن را . 1627
و
وجد اثر شوق است ، و شوق صفت غايبان است . 1465
وجد در سر همچون آتش است ، و تواجد زفانهء او است . هرچند كه آتش عظيمتر ، زفانهء او عظيمتر . 1460