ص 1767 ، س 3 : اتقوا فراسة . . .
مواظب هوشيارى مؤمن باشيد كه او با پرتو خدايى مىنكرد . . . و اين به خطا نمىرود .
ص 1767 ، س 6 : قال العباس بن المهتدى . . .
عباس بن مهتدى گفت : در باديه بودم . مردى را ديدم پيش روى من با سر و پاى برهنه مىرود ، مشك آب نيز ندارد . پيش خود گفتم . اين مرد چگونه نماز مىگذارد ؟ اين كه وضو نتواند گرفت ، نماز ندارد !
ناگهان او روى به من كرد و گفت : بدانيد كه خدا از درون دل شما آگاه است . از او بپرهيزيد . گفت : من از ترس غش كرده افتادم . چون به هوش آمدم ، از اين بدگمانى استغفار نمودم . پس در ضمن راهپيمايى ، باز او را پيش روى خود ديدم . اين بار من از او ترسيدم ، ولى او رو به من كرد و گفت : خداوند توبهء بندگان را مىپذيرد و گناهان را مىبخشد - قرآن - سپس ناپديد گشت و ديگر او را نديدم .
ص 1768 ، س 7 : الملوك فى حضرة . . .
پادشاهان نيز در برابر شاهنشاه بندهاند .
ص 1768 ، س 21 : وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ . . .
بدانيد كه خداوند از دل شما آگاه است ، از وى بپرهيزيد .
ص 1769 ، س 1 : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . .
اى كسانى كه ايمان داريد ، از بسيارى گمان بپرهيزيد . برخى گمانها گناه است .
ص 1769 ، س 10 : من خاف الله . . .
هركس از خدا بترسد ، خدا همه چيز را از او بترساند .
ص 1769 ، س 24 : و بالله التوفيق .
توفيق با خدا است !
ص 1769 ، س 25 : قال سمعت . . .
گفت از ابو الحسن فارسى شنيدم مىگفت : ابو الحسن مزين به من گفت : من به تنهايى براى تجريد نفس به درون باديه رفتم . پس خودپسندى بر من عارض شد . ناگهان كتانى را ديدم ، يا ديگرى را كه شك از من است ، از پشت بركه درآمده فرياد زد : آى حجام ، تا كى با خود ياوه مىبافى ؟ در ديگر روايت : آى حجام ، دل خود را نگهبان باش ، ياوه مگو .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2112
مساهمون: محمد روشن
ص٢١١٢