در شب تاريك بىنشانتر مىباشد .
ص 1764 ، س 25 : فنادى مناد . . .
منادى ندا داد : تو شكيبايى كردى ، يا ما ترا به شكيبايى واداشتيم ؟ !
ص 1764 ، س 26 : اين من لم . . .
كيست كه گناه نكرده باشد و كوشش . براى گناه نكرده باشد ؟ !
ص 1764 ، س 28 : انت لم تذنب . . .
تو گناه نكردى يا ما ترا از گناه بازداشتيم ؟ !
ص 1765 ، س 4 : و يزعم انه . . .
او مىپندارد كه به ما نزديك است ، و ما نزديكشونده را بيچاره نمىكنيم !
نيرومند نيز از روى زبونى و بيچارگى از ما خواهش مىدارد ؛ گويى ما او را نمىبينيم و او ما را نمىبيند .
ص 1765 ، س 28 : فان الاشتغال . . .
مشغولى بجز حق موجب دورى از حق است !
ص 1766 ، س 12 : و يشهد بصحة . . .
گواه درستى سخن هاتف حديثى است كه محمد بن محمد بن محمود كرده ، گفت : نصر بن زكريا گفت : عمار بن حسين گفت : سلمة بن فضل گفت : محمد بن اسحاق از يحيى بن عباد بن عبد الله بن زبير از پدرش عباد ، از عايشه ( رض ) آرد كه گفت :
هنگامى كه خواستند كالبد رسول خدا را شستشو كنند ، اختلاف كردند كه آيا بايد او را مانند ديگر مردگان برهنه ساخت يا بايد او را با لباس غسل داد .
عايشه گفت : چون اختلاف چنين افتاد ، خداوند همگى را دچار پينكى و چرت كرد و سرهاشان بر روى سينهها فروافتاد . سپس منادى از درون خانه كه شناخته نبود ندا در داد كه : پيامبر را با لباس شستشو كنيد .
ص 1767 ، عنوان : قولهم فى تنبيهه . . .
گفتارشان دربارهء هشدار خداوند ايشان را از راه حدس و فراست ( نوعى پيشگويى با علامت - پيشگويى شبه علمى ) .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2111
مساهمون: محمد روشن
ص٢١١١