تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2109

مساهمون:

ص٢١٠٩
ص 1756 ، س 20 : من يعلم . . . كيست كه اسرار پنهان مىداند ؟ [ صورت درست آيه : فان يعلم . . . - 20 / 7 - او است كه پنهان و پنهان‌تر را مىداند . ] ص 1756 ، س 21 :
إِنَّهُ يَعْلَمُ . . .
او گفتار آشكار و آنچه را پنهان داريد همه را مىداند ؛ برابر است خواه پنهان كنيد و خواه آشكارا . ص 1756 ، س 26 : قيل ان ابا السوداء . . . ابو سوداء شصت وقوف عرفات حج ديد . و جعفر بن محمد خلدى پنجاه وقوف . ص 1757 ، س 6 : أَنَّ النَّفْسَ . . . نفس بدخواه است . ص 1757 ، س 10 : انا خير . من به از اويم . ص 1757 ، س 23 : و كان بعض المشايخ . . . برخى از پيران كه گمان بيشتر آن است كه ابو حمزه باشد ، ده بار براى پيامبر به حج رفت ، و ده بار به جاى ده يار پيامبر به حج رفت ، و يك‌بار براى خود حج گزارد . او آن حجها را وسيلهء قبول حج خود مىخواست . ص 1758 ، س 3 : وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ . . . براى گناه خود و مؤمنان زن و مرد استغفار كن ! ص 1759 ، عنوان : قولهم فى لطائف . . . ديدگاه ايشان دربارهء توجهات الهى به اين گروه ( عرفا ) ، و هشدار او مر ايشان را از راه شنيدن صداى غيب . ص 1759 ، س 14 : لِئَلَّا يَكُونَ . . . تا مبادا مردم را بر خداوند حجتى باشد . ص 1760 ، س 10 : قال ابو سعيد . . . ابو سعيد خراز گفت : در شب عرفه نزديكى به خدا چنان مرا بىخود كرده بود كه از او چيزى نخواستم . سپس نفس من پرخاش نمود كه چيزى -
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2109 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى