ص 1416 ، س 1 :
إِنَّما أَشْكُوا . . .
اندوه خويش با خدا گويم .
ص 1416 ، س 6 : فما الحمد . . .
نه در اين و نه در آن ستايشى براى من نيست .
ص 1416 ، س 9 : و لكن لك . . .
ولى ستايش براى تو هم در اين و هم در آن است .
ص 1416 ، س 28 : اجعل الآلهة . . .
او همهء خدايان را يكى كرد ، اين شگفتانگيز است .
ص 1417 ، س 4 : كُلُّ حِزْبٍ . . .
هر گروهى به آنچه پيش ايشان است شاداند .
ص 1417 ، س 15 : و يقبح من . . .
اين كار از ديگرى به چشم من زشت آيد ، ولى چون تو كنى از تو زيبا بينم .
ص 1417 ، س 17 : وَ مِنَ النَّاسِ . . .
برخى مردم براى خدا رقيبانى گيرند ، ايشان را همانند خدا دوست مىدارند .
ص 1417 ، س 27 : يعمى عما . . .
از جز دوست كور كند ، و از جز دوست كر سازد .
ص 1421 ، عنوان : قولهم فى . . .
ديدگاه ايشان ( عارفان ) در تجريد و تفريد .
[ تجريد - تنزيه ، توحيد اشراقى ؛ تفريد - توحيد عددى ]
ص 1423 ، س 1 :
إِنِّي عَبْدُ . . .
من بندهء خداىام .
ص 1423 ، س 2 : سُبْحانَ الَّذِي . . .
منزه است كسى كه بندهء خود را شبانه برد .
ص 1423 ، س 2 :
وَ أَنَّهُ لَمَّا . . .
آنگاه كه بندهء خدا برخاست .