تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2065

مساهمون:

ص٢٠٦٥
ص 1395 ، س 19 : وَ أَمَّا مَنْ . . . كسى كه از خدا بترسد و نفس را از هوس باز دارد ، جايگاه او بهشت است . ص 1396 ، س 7 : يُخْرِجُ الْحَيَّ . . . زنده را از مرده و مرده را از زنده برآورد . گويند : يعنى دل زنده را از نفس مرده و دل مرده را از نفس زنده برآورد . ص 1396 ، س 12 : ابى الله . . . خداوند نفسى را زنده نمىخواهد مگر پس از كشتن هوسهايش . ص 1401 ، س 27 :
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ . . .
اينان جمله جز خداى دو جهان دشمن من‌اند . ص 1402 ، س 24 : فلا عيش . . . زندگى ندارد ، يعنى جز با حق زندگى نباشد . ص 1403 ، س 6 : ارحنا من . . . ما را از همنشينى با اينان و گرفتارى به ايشان رها ساز تا به خدا پردازيم . ص 1403 ، س 9 : له العيش . . . زندگى دو جهان او را است . ص 1403 ، س 14 : فلا عيش . . . عيش ندارد ، يعنى مراد ندارد . ص 1403 ، س 17 : لا عيش . . . عيش ظاهر ندارد ، ولى عيش باطنى دارد . ص 1406 ، س 21 : فلا يزال يزداد . . . روز به روز خود را كوچكتر بيند زيرا كه روز به روز حق در دل او بزرگتر باشد . ص 1406 ، س 22 : فان من قابل . . . هركس در برابر حق عزت نمود ذليل شود ، و هركس در برابر حق ذلت نمود عزيز شود .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2065 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى