ص 1212 ، س 3 : فَلَمَّا نَسُوا ما . . .
چون تذكرات را فراموش كردند ، در هر كار بر ايشان باز كرديم .
ص 1214 ، س 7 : فيكون هذا . . .
اين مرد با توبه ، به خود بازگشته است ، نه به خداى خود .
ص 1215 ، س 3 : لا يكون . . .
با دوستى دورى نباشد و با دشمنى نزديكى نه !
ص 1215 ، س 19 : المستغفر بلسانه . . .
كسى كه به زبان توبه كند و بر گناه اصرار ورزد خدا را مسخره كرده است .
ص 1215 ، س 24 :
وَ تُوبُوا إِلَى . . .
همگى توبه كنيد اى مؤمنان شايد رستگار شويد .
ص 1216 ، س 16 : ذنوب المقربين . . .
گناههاى مقربان حسنات نيكوان است . . . چنان كه رياى عارفان ، اخلاص مريدان است .
ص 1216 ، س 22 : قال ابراهيم دقاق . . .
ابراهيم دقاق گويد : توبه آن است كه روى به خدا آرى بىپشت كردن دوباره همچنانكه پشت كرده بودى بىآزرم .
ص 1216 ، س 29 : على كل جارحة . . .
هر عضو بدن توبهاى خواهد ، از دل ، آنكه نخواهد ؛ توبهء چشم ، كه بپوشد ؛ دست ، كه تجاوز نكند ؛ پا ، كه راه نرود ؛ گوش ، كه ننيوشد ؛ و بر هر عضو است كه كارى را انجام دهد .
ص 1220 ، س 19 : الاستغناء به غير . . .
بىنيازى به وسيلهء جز خدا بينوايى است ، تكيه بر جز خدا شرك باشد و بيچارگى و هلاكت .
ص 1220 ، س 3 : الضدان . . .
دو ضد جمع نيايد .
ص 1221 ، س 14 : تختاران تكون . . .
آيا مىخواهى بندهاى پيامبر باشى ، يا شاهى پيامبر ؟ گفت : مىخواهم كه بندهاى پيامبر باشم ، يك روز سير و سپاسگزار ، يك روز گرسنه و -