ص 834 ، س 3 : فصار معرفته . . .
شناخت ، ناتوانى از شناخت است .
ص 835 ، س 8 : الروح شىء . . .
روح چيزى است كه دانش آن ويژهء خداست و او كسى را از آن آگاه نكرده است . دراينباره بيش از اين گفتهء خدا نتوان گفت كه : روح از كارهاى مربوط به خداست .
ص 836 ، س 15 : ودعه و . . .
خدايش او را واگذاشت و دشمن داشت .
ص 836 ، س 28 : ابطأت يا . . .
دير كردى اى جبريل .
ص 836 ، س 28 :
وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا . . .
ما جز به فرمان پروردگارت فرود نياييم . او است آنچه پيش روى و دنبال ما و ميان آن است و خداى تو فراموش كار نيست .
ص 837 ، س 1 : و ما حبسك . . .
چه ترا از من بازداشت ؟
ص 837 ، س 1 :
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ . . .
هيچ كارى را مگوى كه فردا خواهم كرد مگر اينكه بگويى : اگر خدا بخواهد .
ص 837 ، س 10 :
وَ الضُّحى . . .
سوگند به روز و به شب چون سياهى بگسترد ، خدايت ترا وانگذاشت و دشمن نداشت . سوگند خورد خدا به روز و روشنايىاش و به شب و تاريكىاش . و گفتهاند سوگند خورد به روشنايى ايمان مؤمنان و تاريكى كفر كافران . و گفتهاند سوگند به نيمروز و نور بشارت و شب چون تاريك شود و دنيا چون بر تو تيره گردد با دير كرد فرستادهء ما از تو ، خدا ترا وانگذاشت و دشمن نداشت و آن سراى براى تو به از اين سراى است .
ص 837 ، س 18 :
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ . . .
آخرت براى تو بهتر است يعنى حالت اخير بهتر از حالت قبلى است .
ص 837 ، س 26 :
أَمْ حَسِبْتَ . . .
آيا گمان بردى كه خداوندان كهف ( غار ) و كتاب ، از آيات شگفت -