آوردن ايشان از پشت آدم گفته است :
شما دشمن بوديد و خدا ميان شما الفت بر پا كرد و به نعمت او برادر شديد ؛ نعمت خدايى كه از پيش براى ايشان مقرر شده است . سپس به پيامبرش گفته : اگر دارايى همهء روى زمين را هزينه مىكردى ، ميان ايشان الفت پديد نمىآوردى ، ولى خدا ميان ايشان الفت بر پا ساخت .
و ميان همه چيز الفت پديد آورد ، و ميان هر شكلى بجز رسوم به مقامات ديگر ؛ پس هركسى وابسته به بخشش خود است و انس گرفته به اهل ملت خود ؛ و اين است كه گفت : روانها لشكرهاى آراستهاند .
ص 846 ، س 27 : يدخل اضطرارا . . .
به درون مىآيد ناچار و بيرون مىرود ناچار .
ص 847 ، س 10 : قال الشيخ . . .
گفت شيخ ابو بكر محمد بن موسى واسطى : روانها داراى ده پايگاهند .
نخست آن روانهاى مخلصان است كه در پوششى نهفتهاند و نمىدانند بر ايشان چه خواهد رفت . دوم براى اهل ميانه روى در كارها است كه در آسمان دنيا چرخش مىكنند و اعمال و ميزان ايشان به سوى بالا مىرود .
سوم براى مقتصدان است كه ايشان در آسمان دومند و در لذتهاى راستگويى خود پرواز مىكنند ، و گويا اعمالشان با فرشتگان پرواز مىكند . چهارم روانهاى راستگويان است كه در آسمان سوماند و خونهاشان گواهى مىدهد و خودشان در صفتشان با روحانيان مىچرخند .
پنجم روانهاى كسانى است كه شاهد آشوبهاى فراوان بودهاند و ايشان از قنديلهاى زير عرش آويختهاند كه شباهنگام با رحمت مىزيند و پگاه از لطف خوراك مىخورند .
ششم گروهىاند كه شهيدانند و در حوصلههاى پرندگانند و در بهشت مىزيند و هرجا بخواهند مىروند . هفتم گروهىاند كه در حجابها مستورند با اشتمال صفات ، و برايشان تأديب جارى مىشود . هشتم گروهىاند در بوستانهاى قدس در برابر حقاند و شب هنگام و بامداد او را مىبينند و با او گفتوگو مىكنند . شاهد استقرار اماكن خودند و گواه فضلى كه از خدا به ايشان مىرسد .
نهم در قبضهء اويند كه به ذات خود به ايشان خطاب كند و ايشان جز او نبينند ، و خدا شواهد حوادث را از ايشان فروافگنده و صفات را در موصوف براى ايشان گنجانده . دهم ذهابشان در شواهدشان است و در قيام حق براى ايشان ، و از راه آن وى را مشاهده مىكنند . ايشان نه -
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1970
مساهمون: محمد روشن
ص١٩٧٠