ما بودند ؟
ص 837 ، س 29 : يَسْئَلُونَكَ عَنِ . . .
ترا از ذو القرنين مىپرسند ؛ بگو براى شما از او يادى خواهم كرد .
ص 840 ، س 5 :
أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ . . .
آنان را خداوند و نفرينكنندگان نفرين مىكنند .
ص 842 ، س 3 : كَلَّا إِنَّ كِتابَ . . .
نه چنين است . كتاب نيكان در برترين جاهاست .
ص 842 ، س 4 : كَلَّا إِنَّ كِتابَ . . .
نه چنين است . كتاب بزهكاران در فروترين ( دوزخ ) است .
ص 842 ، س 13 : الارواح جنود . . .
روانها لشكرهاى آراستهاند با يكديگر ديدار كنند و آشنا شوند چون اسبان هوشيار . آنچه باهم آشنا گردند براى خدا گردند ؛ و آنچه ناشناس نمايند ، در راه خدا چنين سازند .
ص 843 ، س 24 : الناس اجناس . . .
مردم نژادهايى چون پرندگانند ؛ هر پرندهاى به هم پرواز خود گرايد .
ص 843 ، س 25 : ان الله تعالى . . .
خدا ، روان را پيش از پيكر آفريد ؛ پس مشتى برگرفت و ميان آن آشنايى پديد آورد و ميان آن و اضداد آن گرايش استوار ساخت . هركه در آن زمان با جلالت به خدا روى آورده ، خدا با اجلال ميان ايشان الفت پديد آورده ؛ و هركه با عظمت خو گرفته ، خدا ميانشان با عظمت آشنايى بر پا ساخته است ؛ و هركه با هيبت انس گرفته ، خدا با هيبت ميانشان الفت بر پا ساخته ؛ و هركه با معرفت به دو روى آورده ، خدا با معرفت ميانشان الفت بر پا ساخته است ؛ و هركه با دانش روى آورده ، خدا با دانش ميانشان الفت افكنده است . اندوختهاند و محفوظ و مصون و در سختيهاى دانش مىچرخند و در دانش او فقيه مىشوند .
و گروهى با مهر خود ميان ايشان الفت پديد آورده ، و طايفهاى با خدمت به او روى آوردهاند و او با خدمت ميان ايشان الفت برقرار داشته است . آنگاه در قبضهء ديگر به ايشان خطاب كرده كه : آيا خداى شما نيستم ؟
گفتهاند : آرى . و هريك از طوايف كه با معرفت به دو روى آوردند ، گفتند :
آرى : هركه بدانچه به دو بخشيده شده ، اقرار كرده است . پس از بيرون -