ص 820 ، س 26 : وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ . . .
اگر خدا به تو آسيبى رساند ، زدايندهء آن جز وى كسى نيست و اگر براى تو خوبى بخواهد ، كسى برگردانندهء فضل وى نيست .
ص 821 ، س 7 : لا يبقى عنده . . .
در نزد او در برابر آنچه خدا به دو داده است هيچ ذرهاى از آنچه او به خدا پرستش كرده است ، بر جاى نمىماند .
ص 821 ، س 23 : رفعنا بعضهم . . .
برخى از ايشان را بر برخى ديگر به درجات برترى داديم .
ص 821 ، س 23 :
انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا . . .
بنگر چه گونه برخى را بر برخى برترى داديم و آن سراى از نظر درجات و برترى ، بزرگتر است .
ص 822 ، س 26 : الحمد لله على . . .
سپاس خداى را ، توفيق و بخشايش مىخواهم از او بر كوتاهى كردن .
ص 823 ، س 2 : هلا شغلك . . .
چرا صفات خدا ترا از مشاهدهء صفات خودت و مشاهدهء حق از مشاهدهء خود و كار خود باز نداشت ؟ بايد كه در برابر مشاهدهء حق ، هيچ چيزى از مشاهدهء هستى و خود و كارت برايت به جاى نماند .
ص 823 ، س 22 : اما اليك . . .
اما به تو ، نه .
ص 824 ، س 1 : سجد لك سوادى . . .
سجده كرد براى تو پيكرم و خيالم ، و ايمان آورد به تو دلم . و اينك اين دست من است كه با آن بر خود جنايت كردم . اى پروردگار بزرگ ، ببخش گناه بزرگ را زيرا گناه بزرگ را جز خداى بزرگ نمىبخشد .
ص 824 ، س 14 :
وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ . . .
از او آمرزش بخواه كه بسيار آمرزنده است .
ص 824 ، س 16 : سُبْحانَ اللَّهِ وَ . . .
پاك است خداى و ستايش مىگويم او را و بخشايش مىخواهم از او و توبه مىبرم به دو .