تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1961

مساهمون:

ص١٩٦١
ص 808 ، س 20 : وَ لَمَّا جاءَ . . . چون موسى به نويدگاه ما آمد . ص 808 ، س 21 : سُبْحانَ الَّذِي . . . پاك است خدايى كه شبانه بنده‌اش را گردش داد . ص 808 ، س 25 :
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ . . .
به سوى تو شتافتم اى پروردگارم تا خشنود شوى از من . ص 808 ، س 26 :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ . . .
خدا ترا چندان دهد كه خشنود شوى . ص 808 ، س 28 :
وَ لِتُصْنَعَ . . .
تا در برابر ديدگان من ساخته شوى . ص 808 ، س 29 : فانك باعيننا تو در برابر ديدگان مايى . ص 808 ، س 29 : ليس من يمشى . . . نيست كسى كه با يك پا راه مىرود مانند كسى كه با هر دو پا مىرود . نيست كسى كه رازى به او گفته شود مانند كسى كه راز را آشكار سازد . ص 809 ، س 1 : ليس من هو . . . نيست كسى كه بر چشم است ، مانند كسى كه با چشم است ؛ زيرا كلمهء « على » نفى غيريت نمىكند ، و حرف « ب » منافى غيريت و ناسازگار با آن است . ص 809 ، س 3 : على فلان . . . بر فلان وام است . ص 810 ، س 2 :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ . . .
از روى هوا سخن نمىگويد . چشم كژ نشد و بيراهه نرفت . ص 811 ، س 3 : فان من استراح . . . هركه به خواهندگى روى آورد و بدان آرام گيرد ، مطلوب همان است . ص 811 ، س 7 : فهو فان . . . پس او فانى است از غير حق و قائم است به حق .