تسبيح انس يافتى . و نيز گفتهاند كه جان آدم عليه السلام كه در كالبد او قرار گرفت به انس ذكر او گرفت كه گفت : الحمد لله . و به انس ترحم حق كه گفت : يرحمك ربك . و نيز گفتهاند كه چون يونس عليه السلام در شكم ماهى گرفتار گشت ؛ آن ماهى را امر آمد كه از تسبيح مياساى تا دوست ما غمناك نگردد . و نيز گفتهاند در قصهء سليمان عليه السلام كه مرغان از زبر سر او بيستادندى و تسبيح كردندى و او را به لذت آن تسبيح انس بودى . تسبيح هدهد نشنيد .
طلب كردن او را معنى اين بود . و القصة بطولها . اين همه كه ياد كرديم حجت شريعت است و اختصار كرديم .
و نيز در خبر آمده است كه پيغمبر عليه السلام ابو موسى اشعرى را رضى الله عنه گفت چون قرآن مىخواند : لقد اوتى هذا مزمارا من مزامير آل داود . و نيز در حديث تابوت بنى اسرائيل آمده است كه سكينه ايشان را در تابوت سماع كردى تا به قوت آن سماع با دشمن جنگ كردندى و ظفر يافتندى . اما در تعارف خلق سماع را نيز حجت است . شتر را بينى كه مانده گشته باشد . چون آدمى او را بنوازد به قوت سماع آن نوازنده راه دراز را ببرد . و طفل را ببينى كه در گاهواره مىگريد . چون مادر او را بنوازد ، به قوت سماع آن نوا آرام گيرد و بخسبد .
و بسيار ديوانگاناند كه ايشان را به سماع علاج كنند تا به هوش بازآيند . اما محبان را انس سماع سرمايه است . [ 253 ب ] و نيز خائفان را لذت سماع تسكين خوف است . و نيز خداوندان مصيبت را سماع تهوين مصيبت است . و نيز خداوندان شادى را سماع زيادت شادى است . و نيز گفتهاند تا دوزخيان را دستورى خدا خواندن باشد و جواب مىآيد در لذت آن خطاب و آن جواب راحت باشد . درد آنگاه تمام شود كه : اخسئوا فيها ، جواب آيد . و نيز گفتهاند تا عاصيان مؤمنان در دوزخاند و حق را حنان و منان مىخوانند ، اعدا را به اين سماع راحت است .
چون عاصيان رفتند و لذت سماع از دوزخ منقطع گشت بلا آن ساعت تمام گردد . اما اهل بهشت را در بهشت لذت سلام يكديگر
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1808
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٠٨