تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1802

مساهمون:

ص١٨٠٢
شريعت اصل او خبر حارثه است كه با مصطفى صلى الله عليه و سلم گفت : اصبت فالزم . و جمله شريعت و دين بر اين است . و بالله التوفيق . « قال ابو عبد الله محمد بن سعدان سمعت بعض الكبراء يقول كنت يوما جالسا بحذاء البيت فسمعت أنينا [ من البيت ] يا جدار تنحى عن طريق احبائي و من زارنى بك طاف حولك و من زارنى بى طاف عندى » . اين حكايتى است كه بعضى جهال اين را منكر شوند و گويند برخاستن ديوارهاى كعبه از راه دوستان چگونه باشد ؛ و اين هدم شريعت است . و طواف كردن به نزديك [ 251 ب ] حق چگونه باشد . و اين خواطر هوس است ، از بهر آنكه قبلهء نفس است نه قبلهء دل . و دل را قبله عرش است و سر را قبله حق تعالى . هروقتى كه نفس روى به كعبه نيارد از خدمت محجوب ماند ، و هروقت كه دل روى به عرش نيارد از صحبت محجوب ماند ؛ و هروقت كه سر روى به حق نيارد از مشاهدت محجوب گردد . و اگر تعلق كردن به نفس كعبه ايمان بودى در جاهليت كافران مؤمن بودندى . پس از كعبه مراد كعبه نيست مراد خداوند كعبه است ؛ و از عرش مراد عرش نيست مراد خداوند عرش است . باز از حق مراد هم حق است . و هر يكى را به مقامى راه نموده‌اند كه او را از آن مقام درگذشتن روى نيست ، و اين خود به تعارف ميان خلق موجود است ، كه هركسى را محلى است كه قرب او به آن محل است . اگر از آن محل خويش فروماند محجوب گردد . و اگر قدم از محل خويش فراتر نهد هلاك گردد . و نيز شايد كه يك تن را با ملكى اوقات مختلف باشد . يك وقت حشمت و هيبت را باشد و يك وقت قربت و منادمت را باشد . اگر به وقت انبساط حشمت پيش آرد به ترك مقام بگويد ؛ و اگر به دقت حشمت انبساط پيش آرد مقام بگذارد . وقت باشد كه به يك نظر او را معذور ندارند ؛ و وقت باشد كه هرچه بگويد از او روا دارند ؛ و وقت باشد كه اگر به ملك درنگرد او را گردن بزنند ؛ و وقت باشد كه اگر چشم از روى ملك بردارد هم گردنش بزنند . و اين‌همه اصلها
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1802 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى