تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1759

مساهمون:

ص١٧٥٩

الباب الستون قولهم فى لطائف الله للقوم و تنبيهه اياهم بالهاتف

اين بابى است كه آورده است بيان آن معانى را كه بزرگان را به وى بيدارى افتاده است ؛ و بيدار گردانيدن خلق از غفلت كارى است معروف و همه پيغمبران به اين كار آمده‌اند تا خلق را از محالات و آنچه به ايشان دراند آگاه كنند ، تا بيدار گردند و محال را به جاى بگذارند ؛ و نيز ايشان را به حق راه نمايند تا از غفلت و ناشناختن حق بيرون آيند و حق طلب كنند . و همه امرها و نهيها را معنى اين است . و چون به امر و نهى تنبيه نيفتد ، وعد و وعيد را به امر و نهى قرين كنند . و چون به اين معنى نيز تنبيه نيفتد قصه‌هاى امتان ماضيه به ايشان ياد دارند كه چون خلاف كردند ايشان را [ 240 الف ] چه پيش آيد . و قصه‌هاى آنها كه موافقت كردند ايشان را چه پيش آمد . مخالفان را خزى و لعنت و انواع عذاب ؛ و موافقان را ظفر و نصرت و علو و كرامات . چون به اين معانى تنبيه نيفتاد بلاها فرستاد ، و نيز بهانه نماند و عذر نماند جز عذاب و بس و عذر ايشان نزديك خدا بريده گشت . اين است معنى قول خدا :
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ .