مىدانست كه آنچه به نيت ايشان باشد مقبول باشد لامحاله . آنگاه باشد كه به طفيل ايشان مقصود او روا گردد ، و اينچنان است كه حق گفت مصطفى را عليه السلام . و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات . اين را معنى نه آن بود كه او را ذنب بود تا استغفار بايست كردن ، لكن او را پيشرو عاصيان كرد لامحاله كه او را بار باشد . چون او را بار باشد عاصيان نيز به طفيل او بار يابند .
و اين حكايت دليل است كه نزديك ابو حمزه ابو حمزه را هيچ مقدار نبود و خويشتن را نزديك حق تعالى هيچ محل ندانست كه چندين وسيلت مىبايست تا يك خدمت او مقبول گردد . و اصل مسلمانى خود اين است كه هركه داند كه او كسى است هلاك شد ، همچنانكه ابليس . و هركه بر خويشتن مقر آيد كه من هيچكس نهام نواخت يابد ، همچنانكه آدم عليه السلام .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1758
مساهمون: محمد روشن
ص١٧٥٨