ثواب عظيم بر آن وعده كرده است . از بهر آنكه قوت طاعت را خورد نه شهوت نفس را . تا بزرگان چنين گفتهاند كه متقدمان ما خوردندى تا بزيستندى و ما مىزييم تا بخوريم ، طاعت خود به كار نيست .
چون او خويشتن را چنين رياضت كرد گفتند با خويشتن مدارا كن . گفت : و الله كه خداى تعالى با من رفق نكرده است ، من با خويشتن چگونه كنم ؟ ! و اين خبر حجت آورد بر اينكه گفت نشنيدى كه سيد پيغمبران عليهم السلام گفت سختترين بلا پيغامبران را باشد پس صديقان را ؛ پس هركه به ايشان مانندهتر بلاى او صعبتر . و اين سخن كه ابو المغيث گفت رحمه الله نه به آن گفت كه خويشتن را ايشان رسد .
چنان كه مصطفى عليه السلام گفت : من تشبه بقوم فهو منهم .
و چون محب اين طايفه بود بر راه ايشان مىرفت و بلا را بر نعمت اختيار مىكرد تحقيق محبت خويش را ، كه هركه كسى را دوست دارد متابع او باشد . چنان كه خدا گفت :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ .
اما آنكه گفت هركه را به نزديك حق محل عظيمتر بلاى او بزرگتر ، از آن است كه دار دنيا خود دار محبت است ؛ و ولى را در دار محنت نعمت جستن محال است ، و دنيا دار فنا است و عقبى دار بقا . و فنا با بقا ضديناند ، و هرگز دو ضد به يكديگر جمع نگردند . يا در دار فنا محنت بايد و در دار بقا نعمت ، يا در دار فنا نعمت بايد و در دار بقا محنت . و از اين معنى گفته است پيغمبر عليه سلام الله كه : الدنيا سجن المؤمن و القبر روضته و الجنة مأواه و الدنيا جنة الكافر و القبر حفرته و النار مأواه .
« قالوا ان أبا عمرو الزجاجى أقام بمكة سنين كثيرة لم يحدث فى الحرم كان يخرج من الحرم للحدث ثم يعود و هو على الطهارة » . و خلق اين را به ظاهر آسان دانند ، و اين عظيم است ، از بهر آنكه نفس را صحبت با حرم است و سر را صحبت با خداوند حرم . و كسى كه در صحبت كردن نفس با حرم ادب چنين نگاه دارد ، در صحبت كردن سر با حق ادب چگونه نگاه ندارد ! و ببايد دانستن كه هركه را سر با حقيقت راستتر ظاهرش با شريعت راستتر . و هركه را سر با