تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1721

مساهمون:

ص١٧٢١
كه ايشان در آن جهان چيزى بستانند كه آن بنده باشد نه آنكه آن خدا باشد . نبينى كه ايمان در جزاى آن خصومت نيايد ، از بهر آنكه ايمان خالص خدا را است نه بنده را . روزه نيز همچنين است . و گروهى چنين گفتند كه هركس از بنده چيزى طمع دارند : وارث قصد مال كند ؛ ملك‌الموت قصد جان كند ؛ و خصمان قصد طاعت او كنند . بنده مفلس بماند . و خدا خواست كه بندهء او به قيامت مفلس نگردد . يك طاعت از او بستد و داغ خود بر آن نهاد و گفت : روزه آن من است تا خصمان طمع ببرند و بنده مفلس نماند . و در اين سرى است . مرده‌اى كه او را وام باشد و از او مالى بازماند چون وارث تركت منع كند وام گزاردن بر او آيد . و نيز چون بنده‌اى جنايت كند ، اگر خداوند خواهد كه بنده او را باشد ، بنده را از اولياى جنايت به خدا باز بايد [ 228 ب ] خريدن . و اين اشارت است به كمال كرم مولا جل جلاله ، كه چون بنده را طاعتها بستانند و جز روزه نماند ، و خصم افزون آيد و خصمان آهنگ روزه كنند فرمان آيد از رب العزه كه روزه آن من است و او محتاج روزه نه . منع كند تا بر او آيد . چون خصمان را به فضل خويش خشنود كند روزه به بنده بازدهد ، خصم خشنود گردد و بنده مفلس نگردد . « قال بعضهم جهد البلاء النظر الى النفوس و الاعتماد على الاعمال و ان و كله اليها فهو درك الشقاء و فى درك الشقاء شماتة الاعداء » . اين تفسير است كه مىكند دعايى را كه در خبر آمده است از رسول عليه السلام كه گفتى : اللهم انى اعوذ بك من جهد البلاء و سوء القضاء و درك الشقاء و شماتة الاعداء . پس پيغامبر عليه السلام در دعاى خويش فرياد خواستى به خداى تعالى تا او را از جهد بلا نگاه دارد ، و از قضاى بد و از دريافتن بدبختى و از شادكامى دشمنان . اكنون شيخ رحمه الله جهد بلا را تفسير چنين مىكند كه جهد بلا خويشتن ديدن است و بر افعال خويش اعتماد كردن . از بهر آنكه چون بنده خويش را نبيند و بر افعال خويش اعتماد نكند افعال او به اخلاص گردد . و عجب و اعتماد از افعال او برخيزد ، و آن افعال
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1721 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى