تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1714

مساهمون:

ص١٧١٤
روزهاى خالى . شايد كه اين خاليه ماضيه باشد . گويند : خلا اذا مضى ، يعنى روزگارتان گذشت و مكافات يافتيد نعمت ناگذران را . باز در كتاب جز اين مىگويد : « اى
الْخالِيَةِ
عن ذكر الله تعالى لتعلموا أنكم بفضله نلتم ما نلتم لا بأعمالكم » . مىگويد آن روزهاتان خالى بود از ذكر من ، و اين همه نيكوى شما را دادم [ 226 الف ] تا بدانيد كه هرچه يافتيد به فضل يافتيد نه به عمل خويش . روزگارها نه بر ذكر من گذاشتيد ، اگر با شما درخور شما كار كردمى و درخور شما مكافات كردمى ، شما را به شما باز گذاشتمى لكن نه درخور شما مكافات كردم به فضل خويش با شما مكافات كردم ، شما در دنيا از من اعراض كرديد و من در عقبى به فضل خود از شما اعراض نكردم . « قال ابو بكر القحطبى نفوس الموحدين نفوس سئمت من جميع ما ظهر من نعوتها و صفاتها و استقبحت كل باد بدا منها و انقطعت عن الشواهد و العوائد و الفوائد و عجزت عن اظهار الدعاوى بين يديه لما سمعت قوله تعالى :
وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً » .
ابو بكر قحطبى رحمه الله گويد كه تنهاى موحدان تنهايى است كه او را سيرى گرفته است از هرچه پديد آيد نعوت و صفات او . يعنى هر فعلى كه بيارد از آن فعل او را ملالت و سآمت خيزد . و سآمت گرفتن را معنى آن باشد كه به آن افعال آرام نگيرد و بر وى اعتماد نكند ، از بهر آنكه عادت آن است ميان خلق كه هرچه خوش آيد با او آرام و انس گيرد ، و هرچه ناخوش آيد از آن ملالت و نفرت گيرد . و موحد را هيچ فعل خود خوش و بسنده نيايد به اين معنى او را از افعال خويش سآمت گيرد ، يا به آن معنى كه چون داند كه نجات او به فعل او نيست چيزى كز او خير و شر نبيند با او آرام نگيرد . باز گفت : و زشت دارد هر چيزى كه از او پديد آيد ، به آن معنى كه هر چندان‌كه پديد آيد طاعت باشد با تقصير بيند و تقصير در عمل عيب باشد و معيوب زشت باشد . و شرم داشتن از طاعت از بهر تقصير اصلى است مؤكد ميان بزرگان . نبينى كه هيچ‌كس را عمل پاك‌تر از عمل مصطفى نبود عليه السلام . و با اين همه در دعاى