تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1702

مساهمون:

ص١٧٠٢
مىگويد مريد مراد است و مراد مريد . پس فايدهء اختلاف اسمين چيست . گفت آن‌كس كه او را اجتهاد و رياضت پيش افتد و پس كشف سر پديد آيد ، اين را مريد خوانند . و اين از بهر آن است كه مريد چيزى جويندهء آن چيز باشد . و جوينده آن باشد كه نيافته باشد . بايد جستن تا بيابد . و جستن جز بلا و تعب نيست ، و قدر رنج و طلب بر مقدار مطلوب باشد . هرچند مطلوب خوارتر رنج طلب كردن او آسان‌تر . و هرچند مطلوب عزيزتر ، رنج طلب كردن او صعب‌تر و دشوارتر . و اين خود در عرف خلق ظاهر است . پس هيچ عزيز از حق عزيزتر نيست ، كه همه عزيزان در جنب عز او ذليل‌اند . محال باشد جويندهء او را آسانى و راحت ، جز به جهدى كه صد هزار جان در آن بذل كنند ، و جز به بلا كشيدن كه همه كون از آن بلا عاجز آيند كس به او راه نيابد . اينك صفت مريدان اين باشد . و باز آنكه او مراد باشد صفت او آن است كه اول او را كشف باشد ، باز اجتهاد و رياضت . و بلاى اجتهاد و رياضت به قوت كشف و مشاهدت به كشف به آن معنى كه قوت لذت از موجود كشيدن بلا بر او آسان گردد . پس به هر دو حال مريد را و [ 222 ب ] مراد را از بلا چاره نيست ، الا آن است كه بلاى مريد پيش از وجود است ، و بلاى مراد از پس وجود . فاما جمله حق يافتن بىبلا روى نيست ، لكن ميان اين دو بلا فرقى افتد كه چون مريد آن باشد كه بلاى او پيش از وجود باشد ، از بلا خبر دارد . از بهر آنكه بلا مىكشد هنوز مراد نايافته . و اين : بلاء على بلاء ، باشد . اگر صحت ارادت نيستى خود در بلا هلاك گرددى . باز چون مراد آن باشد كه بلاى او از پس وجود باشد ، لذت وجود او را از بلا چنان غايب گرداند كه از بلا خبر ندارد . اين را كار آسان‌تر باشد . و مريدان را : بلاء فى بلاء ، باشد ؛ و مرادان را ، بلاء فى نعمة ، باشد . باز دليل آورد بر آنكه مريدان را اجتهاد پيش از كشوف باشد ؛ و گفت : «
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
» . مجاهدت در پيش نهاد و
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1702 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى