تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1693

مساهمون:

ص١٦٩٣
من الله و صح رجوعه من الاشياء الى الله » . عارف آن باشد كه همه جهدهاى خويش را كار بندد درگزارد حقهاى خدا ، از بهر آنكه هرچند در باطن معرفت قوىتر باشد ظاهر به خدمت بانشاطتر باشد . و ديگر به حقيقت بشناسد كه از خدا به او چه آمده است ، و اين بر دو معنى باشد : يا نعمت باشد يا محنت . از نعمت به شكر خدا بازگردد چون سليمان ، و از محنت به صبر به حق بازگردد ، چنان كه ايوب عليهما السلام . باز در كتاب آيت دليل آورد و گفت : « قال الله تعالى :
تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ » .
تو بينى چشمهاى ايشان كه آب از او فرومىآيد و اشك مىبارد از آنكه بشناختند . از حق اين آيت در شأن وفد نجران آمد ، و ايشان ترسايان بودند . به نزديك پيغمبر عليه السلام آمدند و چون ايشان را حق پديد آمد گريان گشتند و ايمان آوردند . چون معرفت حق بنده را از كفر به ايمان آرد بايد كه هرچند معرفت قوىتر گردد او را از همه [ 220 الف ] چيزها به حق بازآرد . باز شيخ رحمه الله را تأويلى نهاد و گفت : « يجوز ان يكون ما عرفوا من الله من بره و احسانه بقصده اليهم و اقباله عليهم و اختصاصه اياهم من بين ذويهم » . تواند بود كه اين معرفت ايشان از خداى تعالى باشد كه آن بشناختند از بر و احسان او به آنكه قصد ايشان كرد به نواختن و بر ايشان اقبال كرد به عنايت كردن ، و ايشان را مخصوص گردانيد از ميان اشكال و اقران خويش . يعنى چون آن وفد بيامدند و با پيغمبر عليه السلام سخن گفتند ، و ايشان را حق پديد آمد و منت مولا بر خويشتن بديدند كه ما را از جملهء اهل نجران عزيز گردانيد تا حق بر ما روشن گردانيد در ديدن اين منت و تقصير گزاردن شكر اين منت از شرم گريان گشتند . لكن آيت اگرچه در نزول خاص است معناش عام است ، و هركه منت مولا شناسد و تقصير خويش بيند صفتش همين صفت بايد . پس بر اين معنى حجت آورد و گفت : « كما قال أبى بن كعب رضى الله عنه حين قال له النبى عليه السلام ان الله تبارك و تعالى امرنى أن أقرأ عليك فقال يا رسول الله أو