تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1636

مساهمون:

ص١٦٣٦
رحمه الله ياد كرد و گفت : « فقال الجنيد لا و لكن ارباب المواجيد محفوظون بين يدى الله فى مواجيدهم » . نه چنين است كه شما مىگوييد كه واجدان محفوظ باشند پيش خدا در آن وجد خويش . [ 201 ب ] و [ از ] اين وجد خويش مقام فنا مىخواهد كه فنا از او پديد مىآيد . پس جنيد در جواب خويش چنين مىگويد چون وجد به حق تعالى درست باشد ، اين بنده محفوظ باشد بر ادب به جاى آوردن ، و محفوظ باشد از بىادبى كردن و اين از بهر آن است كه تا نخست او را رياضت نكند و از همه اوصاف بىادبى پاك نگرداند تا شايسته گردد مقام قرب را به قرب نيارند . نبينى كه ملوك ستورى را كه مركب خويش را خواهند كردن به رايض دهند تا رياضت كند ، پس مركب خويش گردانند تا در وقت ركوب ملك بىادبى نكند . و تا غلامى يا كنيزكى را به خادم نسپارند تا آداب صحبتش آموزد به صحبت خويش نيارند ؛ و تا كسى را آن آلت كه بىادبى از او خيزد نبرند به سراى حرم راه ندهند . پس ستورى كه بىادب باشد مركب مخلوقان را نشايد ، و غلامى كه بىادب باشد صحبت مخلوقان را نشايد ، و نفسى كه آلت بىادبى با او باشد نظارهء حرم مخلوقان را نشايد . پس بىادب تحمل معرفت حق را كى شايد ، يا صحبت حق را كى شايد ، يا نظارهء حق را كى شايد ؟ ! بىادب نمىشايد كه زن حايض را بيند ، كى شايد كه حق را بيند ؟ ! پس چون درست گشت كه پيش از آنكه به مقام وجد رسد چندين رياضت بايد تا از بىادبى پاك شود تا مقام قرب را شايد ، محال باشد كز پس وجود مقام قرب از او بىادبى آيد . باز گفت : « و ان الفانى رد الى الاوصاف لم يرد الى أوصاف نفسه و لكن يقام مقام البقاء بأوصاف الحق تعالى » . و اگر اين فانى را به اوصاف بازآرند يعنى باقى گردانند و آن باقى گردانيدن نه آن باشد كه او را به اوصاف نفس خويش بازآرند ، لكن او را بر پاى كنند به مقامى كه باقى گردد به اوصاف حق تعالى . معنى اين سخن آن است كه كسى كه از اوصاف خويش فانى گشت به آن معنى كه در او نه شهوت و نه