آداب شريعت به جاى آرد از نماز و غير نماز . از بهر آنكه فنا از خلق به حق رسيدن باشد . و كسى كه به حق رسيد محال باشد كه بىادب باشد ؛ كه بىادبان را به دار ملوك راه نباشد . و بر بساط ملوك قدم نهادن نباشد الا اهل ادب را ، و اگر او خود بىادب بودى راه نيافتى . پس چون راه به ادب نگاه داشتن يافت ، محال باشد كه چون راه يافت بىادبى كند . باز بر اين معنى دليل آورد و گفت :
« كما قال الجنيد و قيل له ان أبا الحسين النورى قام فى مسجد الشونيزيه منذ ايام لا يأكل و لا يشرب و لا ينام و هو يقول الله الله و يصلى الصلاة لاوقاتها » . جنيد را رضى الله عنه گفتند كه نورى در مسجد شونيزى از چند روز باز ايستاده است و طعام و شراب نمىخورد و نمىخسبد و مىگويد الله الله . و نمازها به وقت مىگزارد .
اين بيان معنى مقام فنا است كه اگر به صفت بشريت قائم بودى بشر را از خواب و از شراب و طعام چاره نباشد . چون بىاين همه بقا يافت درست گشت كه از معانى بشريت فانى گشته بود . و آنكه بر زبانش مىرفت كه الله الله دليل آن بود كه فناش به حق بود ، از بهر آنكه هر چيز كه بر كس غالب گردد از شادى يا از غم يا از بيم تا مغلوب العقل گردد .
در حال زوال عقل بر زبانش همه آن چيز رود چنان كه به مستى همه آن گويد كه به هشيارى در سر دارد ؛ و چون ديوانه كه بر زبانش همه ذكر آن چيز گذرد كه به سبب آن ديوانه گشته باشد . پس چون نورى را تعظيم حق يا جلال حق يا هيبت حق يا خوف حق يا محبت حق يا شوق حق فانى گردانيده بود ، بر زبانش همه ذكر الله مىرفت . اگر فناش به غير حق بودى نام الله بر زبانش نرفتى . اگر فناش درست نبودى بىطعام و شراب و بىخواب بقا نيافتى . آنگاه در كتاب ياد كرد طعن بعضى در او . و گفت :
« فقال بعض من حضره انه صاح » . گروهى از آن كسان كه نزديك جنيد حاضر بودند گفتند او هشيار است و فانى نيست ، از بهر آنكه اوقات نماز بمىداند و ادب نماز به جاى آوردن مىداند . پس اين تكلف است نه فنا ، كه فانى از هيچچيز خبر ندارد ، باز جواب جنيد
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1635
مساهمون: محمد روشن
ص١٦٣٥