تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1598

مساهمون:

ص١٥٩٨
صفات خلق غايب گردد تا هرچه گويد از حق گويد ، آن همه غيبت او از صفات خلق فنا است ، و آن شغل او به صفات حق بقا است و هرچند كه او را وله به صفات ربوبيت بيش مىگردد از صفات بشريت فانىتر مىگردد . اينك فنا و بقا اين باشد . « قال ابو القاسم فارسى رحمه الله الفناء حالة من لا يشهد صفة بل يشهدها مغمورة بمغيبها » . گفت فنا حال كسى است كه هيچ صفت نبيند يعنى صفات خلق از خلق نبيند ، لكن صفات خلق را پوشيده بيند به آن كسى كه غايب‌كنندهء صفات خلق است . و معنى اين سخن يك حرف است و آن آنست كه اگرچه تغير احوال خلق صفت خلق است در وقت اما چنان نيست كه اين صفتى است كه بابتداء از ايشان موجود آمده است به اختيار خويش ، لكن بنايى است بر قضاء ازلى ؛ و آن قضا را بنا بر ارادت ؛ و آن ارادت را بنا بر علم همچنان موجود مىآيد در آن‌وقت كه قضاى ازلى بوده است . و آن قضا بر حسب ارادت است . چنان قضا كرده است كه خواسته است . و آن ارادت بر حسب علم است . چنان خواسته است كه دانسته است . يك ذره از جواهر و اجسام و يك حركت يا يك سكون از اعراض در كون پديد نيايد الا بر موافقت قضا و ارادت و علم ازلى . چنان كه دانسته است همچنان مىباشد . و كسى كه نظارهء وقت كند اختلاف احوال بيند . باز چون نظارهء ازلى كند موافقت قضا و ارادت و علم بيند از گشتن تغير و احوال خلق هرچند كه متضاد آيد و مختلف و از آنجا كه علم حق است راست آيد ؛ و راست را راست دانسته بود راست آمد ؛ [ 189 الف ] و كژ را كژ دانسته بود كژ آمد . از آنجا كه علم است همه راست آمد . چون نظارهء خلق كنى همه كژى بينى خصومت خيزد ؛ و چون نظارهء ازلى كنى همه راست بينى تسليم پديد آيد . اينك پوشيده گشتن صفات خلق به مغيب اين باشد كه آن‌كس كه نظارهء خلق كند تغير احوال خلق بيند . و اين نيز متغير گردد ، و آنكه نظارهء حق كند تغير خلق را به تغير حق بيند ، و با حق سبحانه كس را خصومت نرسد ، از بهر آنكه او خطا نكند و همه چيزى چنان كند كه بايد ؛ و هر چيزى آنجا نهد كه بايد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1598 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى