تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1582

مساهمون:

ص١٥٨٢
از بهر لذت نفس خود را . ثواب نيز كه طمع دارد موافقت امر را دارد نه مراد نفس را . و همچنان‌كه او مأمور است به طاعت كردن ، همچنان مأمور است به ثواب جستن . هر دو از بهر گزارد امر آرد تا هر دو بندگى به جاى آورده باشد و طمع و علت از ميانه برداشته . « و يخاف عقابه لموافقته لانه احب ان يخاف عقابه » . و از عقاب بترسند موافقت او را ، از بهر آنكه حق دوست دارد كه از عقاب او بترسند . پس گفت او از عقاب از بهر اين معنى ترسد نه از بهر المى كه به وى رسد . از بهر آنكه همچنان‌كه بنده منهى است از خلاف كردن ، مأمور است به ترسيدن . در هر دو چيز ترك معصيت و خوف عقوبت امر به جاى آرد تا حق بندگى گزارده باشد و علت از ميانه برداشته . و جمله اين سخن آن است كه مراد حق نگاه دارد نه مراد خود . و مراد حق امر گزاردن است و از نهى دور بودن و به رحمت او طمع داشتن و از عقاب او ترسيدن اين همه بيارد از بهر جستن مراد دوست را نه مراد خويش را . باز گفت : « و يفعل سائر الحركات لحظ الغير لا لحظ نفسه » . چون معاملت ميان بنده و ميان حق پيدا كرد كه او هرچه كند از بهر خدا كند نه از بهر خويش . نيز معاملت او ميان او و ميان خلق پيدا كرد كه هرچه مىجنبد در افعال بر بهرهء غير جنبد نه بر بهرهء خويش . يعنى فعل كه كند ميان خويش و ميان خلق نيك آمد خلق جويد [ 183 ب ] نه نيك آمد خويش ، كه چون نيك آمد خويش جويد خيانت و جور كرده باشد . باز چون نيك آمد خلق جويد فضل و امانت به جاى آورده باشد . و چون خلق را از او نيك آمد ، او را نيز از حق نيك آيد . باز بر اين معنى خبر پيغمبر عليه السلام دليل آورد و گفت : « كما قيل المؤمن يأكل بشهوة عياله » . مؤمن آنچه خورد به شهوت عيال خويش خورد ، اين چيز در اكل آمده است ، لكن معنى او در همه چيزها بيايد چون خويشتن را به اكل طفيل عيال گردانيد تا تبع گشت نه متبوع . در ديگر معانى همچنين كند تا سلامت خويشتن به دعاى خلق داند نه به هنر خويش ؛ و رستگارى خويش در آن جهان به طفيل كسى ديگر داند نه به طاعت خويش . و اين آنگاه توان كردن كه