تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1578

مساهمون:

ص١٥٧٨
چنان گردد كه او را به آن امر كرده‌اند ؛ و اين سخن رد مىكند بر طايفه‌اى از ملحدان و مباحيان كه خويشتن را بر اين طايفه بستند و گفتند كه بنده به مقامى رسد كه امر و نهى از او برخيزد تا هرچه خواهد كند . و اين اعتقاد داشتن كفر است كه امر و نهى از انبيا برنخاست از دون ايشان كه برخيزد مگر به محلى باشند كه مخاطب نباشند ، چنان كه اطفال و مجانين . اما چون خطاب بر بنده متوجه گشت و دار دار امتحان مخاطب باشد به گزاردن امر و به گذاشتن نهى . اما چون دار آخرت باشد كه دار جزا است نه دار امتحان ، اين روا باشد . پس چون بطلان اين قول پديد كرد بيان كرد كه معنى اين همه چيزها يك چيز گشتن چه باشد . « و لكن على معنى ان لا يجرى عليه الا ما أمر به و ما يرضاه الله تعالى دون ما يكرهه » . معنى اينكه همه چيزها او را يك چيز گردد آن باشد كه بر او نرود مگر آنچه او را به آن امر است ، و آنچه حق را به آن رضا است ، و آنچه حق را به آن رضا نباشد بر دست او نرود . و چون همه موافقت باشد يك چيز گردد . و اين ميان خلق [ 182 الف ] متعارف است كه چون همگى يكى به يك چيز مشغول باشد يا به يك تن ، گويند فلان يگانه فلان كار را است ، يا يگانه فلان كس را است . باز گفت : « و يفعل ما يفعل الله سبحانه لا لحظ له فيها فى عاجل او آجل » . و آنچه كند خدا را كند نه حظ خويش را در اين جهان و در آن جهان . و اين از آن معنى گفت كه خلق بر سه گروه‌اند : يكى گروه آن‌اند كه حق را پرستند از بهر دنيا ، عاجل اين باشد ؛ و يك گروه از بهر آخرت پرستند ، آجل اين باشد چنان كه خدا گفت :
مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ .
و عبد الله بن مسعود رضى الله عنه گويد تا اين آيت نيامد من ندانستم كه هيچ مؤمن دنيا خواهد ؛ و در آيتى ديگر گفت : من كان يريد حرث الآخرة نزد له فى حرثه ، و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها و ما له فى الآخرة من نصيب . پس آنكه دنيا جست آخرت بگذاشت . چنان كه خدا گفت :
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ .