تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1577

مساهمون:

ص١٥٧٧
گفت : « و الباقى هو ان تصير الاشياء كلها له شيئا واحدا فيكون كل حركاته فى موافقات الحق دون مخالفاته فيكون فاتيا عن [ 181 ب ] المخالفات باقيا فى الموافقات » . فنا و بقا را حدى ديگر مىنهد و مىگويد نشان بقا آن است كه همه چيز او را يك چيز گردد تا همه جنبش او در موافقات حق باشد نه در مخالفات . او تا در مخالفات فانى باشد و در موافقات باقى ترك او مخالفان را صفت فنا مىنهد و مراعات او موافقان را صفت بقا مىنهد . و اين بر وجوه است : يك وجه آن است كه آن‌كس كه او را مشاهدت رحمت و عذاب افتد خوف عذاب او را از مخالفات فانى گرداند طمع رحمت او را در موافقات باقى گرداند ، و اين مقام عام است . و از اين برتر آن است كه او را مشاهدت صفات افتد تا قهر قهار بيند خلاف نيارد كردن ، و چون كرم كريم بيند شرم دارد از موافقت قدم بيرون نهادن . و از اين برتر آن است كه فقر خويش بيند و غناى حق تعالى در نظارهء فقر خويش خلاف نيارد كردن ، و در نظارهء غناى او جز موافقت نتواند كردن . و از اين برتر آن است كه عبوديت و ربوبيت بيند ، داند كه از عبوديت جز موافقت نيايد ؛ و ربوبيت را خلاف كردن وجهى ندارد . و از اين برتر آن است كه او را مشاهدت افتد به آن معنى كه خاطر و سر او طرفة العينى خالى نگردد از آنكه داند كه حق او را مىبيند ، هيبت ديدار حق او را در موافقت بدارد و از خلاف نگاه دارد . پس اگر اين نباشد برتر از اين هست ، و آن آنست كه بنده به هيچ وقت او را فراموش نكند . چون او را ياد كند در وقت ياد كردن او همه كون را مقدار نماند ، خلاف كردن را راه كجا ماند ؟ ! باز چنين مىگويد : « و ليس معنى ان تصير الاشياء كلها له شيئا واحدا أن تصير المخالفات له موافقات » . معنى آنكه همه چيزها او را يك چيز گردد نه آن است كه مخالفات او موافقات گردد . « فيكون ما نهى عنه كما امر به » . يا آنچه او را از آن نهى كرده‌اند
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1577 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى