باشد كه سكينهء او بلا باشد . اگر بلا را زوال آيد دين او را زوال آيد . و اين معنى بنا است بر آن خبر كه پيغمبر گفت : يقول الله تعالى انى ارى عبادى بعلمى بقلوبهم انى بهم عليم خبير . و كس باشد كه سكينهء او در سر باشد . و اين نيز مختلف باشد بر مراتب ؛ و مقام برترين انبيا را باشد كه ايشان را نه بلا و نه نعمت از حق مشغول گرداند .
و اين از آن معنى باشد كه دون انبيا چون نعمت بينند و بلا بينند از منعم و مبلى مشغول گردند و اضطراب در ايشان پديد آيد . آن اضطراب نشان زوال سكينه است . باز انبيا عليهم السلام در نعمت منعم را بينند و در بلا مبلى را ؛ و مشاهدت منعم و مبلى ايشان را از نعمت و از بلا چندان مشغول گرداند كه اضطراب نيفتد و نعمت و بلا زائل گردد ، و هركه را سكون با زائل باشد به زوال آن زائل زائل گردد .
اما منعم و مبلى زائل نيست . هركه را سكون با منعم و با مبلى باشد او را زائل گشتن محال باشد . باز برترين مقام سكون از جملهء انبيا عليهم السلام مصطفى را است ؛ و موسى را تا حد سماع كلام سكون بود ، چون از مقام سماع درگذشت تجلى بر كوه افتاد و تاثير تجلى موسى را از صفات خويش فانى گردانيد كه معنى صعق فناى صفات باشد . باز مصطفى را چون سكينهء او قوىتر بود بلاى هر دو كون و نعمت هر دو كون پيش او آوردند ، هم بر آن صفت بود كه پيش از آن بود .
اينك معنى بقا اين باشد كه مصطفى را ياد كرديم ؛ و معنى فنا آن باشد كه موسى را ياد كرديم ، و جملهء اين فنا و بقا هر دو صفت مدح باشد آن باشد كه فنا از خلق باشد و بقا با حق باشد . و هرچند از خلق فانىتر با حق باقىتر . و هرچند به حق باقىتر از خلق فانىتر .
و اين بر مقدار قوت مشاهدت باشد . و هرچند مشاهدت به سر حقيقت حق را قوىتر مىگردد او به حق باقىتر مىگردد ، و هم به آن مقدار كه مشاهدت به حق زيادت مىگردد از خلق محجوبتر مىگردد .
و هرچند كه حجبت از خلق زيادت مىگردد فنا زيادت مىگردد . پس
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1576
مساهمون: محمد روشن
ص١٥٧٦