تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1550

مساهمون:

ص١٥٥٠
عهد حق ديد صدق همه او را در جنب صدق حق كذب نمايد . و درستى طمع او به صادق طمع از كاذبان ببراند . سديگر گفت تجلى حكم ذات باشد در آخرت و آنچه در آخرت باشد امروز خبر است ، و حكم اين خبر آن است كه فردا گشاده گردد . پس تجلى را بر سه مقام نهاد : يكى تجلى از ذات كه دلش از فكرت ستر به تجلى آيد و ديگر صفات ذات ، و آن آن است كه در هرچه نگرد از صنعها صانع را بيند ؛ و چون صنع ديد قدرت صانع بيند كه فعل و صنع بىقدرت نباشد . و چون محكمى و متقنى صنع ديد علم صانع بداند كه بىعلم صنع محكم و متقن نيايد . و چون تشابه خلق بيند بىشبهتى صانع بداند ؛ و چون تغير خلق ببيند نامتغيرى صانع بداند ؛ و چون مقهورى خلق ببيند قاهرى صانع بداند ؛ و چون عجز خلق بيند قدرت صانع بداند ؛ و چون حدث خلق بيند قدم صانع بداند ؛ و چون فناى خلق بيند بقاى صانع بداند ؛ و چون فقر خلق ببيند غناى صانع بداند ؛ و چون ذل خلق ببيند عز صانع بداند . اينك صفات او را چنين گشاده گردد تجلى صفات ذات اين باشد . و شايد كه اين را از اين نيكوتر معنىاى باشد ، و آن آنست كه در آخرت دو چيز است : يكى ظهور سراى و ديگر ظهور [ 172 ب ] خداوند سراى . و اعدا را در آخرت دو چيز كشف افتد : سراى عقاب و قطيعت و حجاب . و اوليا را هم دو چيز [ اندر آخرت ] كشف افتد : سراى ثواب و نظر و برداشتن حجاب . و اين هر دو را سراى فنا مقدمه است ، و آن آنست كه هركه ظاهر خويش از خدمت حق محجوب گرداند در دار بقا از رحمت محجوب گشت ، و هركه سر خويش در دار فنا از معرفت حق محجوب گرداند در دار بقا از مشاهدت محجوب گشت . باز هركس كه حجاب خلاف در دنيا از ظاهر خويش برداشت تا او را طاعت و خدمت كشف افتاد در دار بقا از رحمت محجوب نگشت . و هركس كه سر خويش از حجاب كفر و فكرت بيرون آورد ، تا او را ايمان و معرفت مكشوف گشت ، در قيامت حجاب از پيش او برخاست تا اهل رؤيت و مشاهدت گشت . پس حكم آخرت بر حكم دنيا رفت .