تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1534

مساهمون:

ص١٥٣٤
عليهم السلام محجوب نباشند ، اما ديدن صانع كشف باشد و انبيا مكشوف باشند . و يعقوب در صنع صنع نديد صانع را ديد و با خود مىگفت : آن صانع كه لطف صنعش چنين باشد لطف صفاتش چگونه باشد . و اين است معنى قول خليل عليه السلام كه مىگويد : فانهم عدو لى الا رب العالمين . همه را عدو خواند مگر رب العزة را . از جهت آنكه به هركه نظاره كرد او را از حق حجاب گشت . و دشمن‌ترين دشمنى آن است كه از دوست بازدارد . و مثال اين در اسباب چنان است كه قيامت همچنان‌كه نعيم بهشت حجاب بصر است ، و تا بصر بنده به نعيم مشغول است از حق محجوب است . چون حجب از بصر او بردارند حق را بيند نه به آن معنى كه حجب را برداشت تا حجب علت ديدار گردد كه حق معلول نيست ، و نامعلول محجوب نباشد . باز بنده معلول است و معلول محجوب باشد . چون علت حجاب از معلول بردارند حق مرئى گردد . و اسباب نيز حجاب سراند و مادام تا سر به اسباب نگرد از حق محجوب است ، چون اسباب از پيش بردارند او را در دنيا تا به حق حجابى نماند ، و حق سبحانه مرئى سر او گردد ؛ چنان كه در عقبى حق مرئى بصر او گردد . و حق در هر دو سراى بر وصف خود است و متغير نيست و بر او تغير روا نيست ، لكن بنده متغير باشد زمانا بعد زمان و ساعة بعد ساعة . گاه ذره‌اى او را از حق حجاب كند ، گاه هر دو كون از حق حجاب نكند . باز شيخ اين را تفسير كرد و گفت : « التفرقة التى عبر عنها هى التى قبل الجمع » آن تفرقه كز او عبارت مىكند پيش از جمع است . « معناه [ 167 ب ] ان التقرب اليه بالاعمال تفرقة فاذا شاهدوه مقربا لهم فهو الجمع » . و معنى اين سخن آن است كه نزديكى جستن به حق به اعمال خويش تفرق است . باز چون بيند كه نزديك‌كننده او است نه اعمال ما اين جمع است . پس از اعمال بد نيست كه ترك اعمال تعطيل است و اعمال را مقرب ديدن روى نيست كه غير حق را به حق مقرب ديدن زندقه است . و هركه اعمال نبيند معطل است ؛ و هركه اعمال را مقرب داند زنديق است ؛ و چون اعمال را مقرب بيند
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1534 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى