تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1338

مساهمون:

ص١٣٣٨
كه از مشاهدت مخبر افتد . و صحت اين را در كتاب همين قصهء منافقان آورد و گفت : « يدل على صحة قوله تعالى :
قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ
، ثم قال :
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
. اكذبهم الله و ان كانت الكلمة كلمة صدق لانها لم تكن عن المشاهدة و قال غير جنيد القلب للمشاهدة و اللسان للعبارة فمن عبر عن غير مشاهدة فهو شاهد زور » . گفت دل ديدار را است و زبان عبارت را . و هركه عبارت كند نه از مشاهدت شاهد زور باشد . و دليل اين آن است كه نگرستن در عورت غليظ به قصد از [ اعظم ] انواع فسق است ، و چون بر زنا به شهادت حاجت آمد حق اين فسق مباح گردانيد تصحيح شهادت را ، تا شهادت از مشاهدت افتد تا شاهد زور نباشد . پس اگر اين فسق را مشاهد نيفتد شاهد زور گشت ؛ و اين فعل بر حقيقت برجايكنندهء فعل ناجى گشت ، و شاهد مؤاخذ گشت ؛ تا جهانيان بدانند كه هيچ جنايت به آن عظمى نيست كه از ناديده عبارت كردن . و از اين معنى بود كه پسران يعقوب عليهم السلام خواستند كه پيش پدر عبارت كنند از آنچه ابن يامين را با يوسف افتاده بود گفتند : و ما شهدنا الا بما علمنا و ما كنا للغيب حافظين . آن مقدار كه ديديم گفتيم از سرى ديگر كه نديديم نياريم گفتن . و اين خبر راست بود ، و آنكه به اول گفتند : فأكله الذئب ، خلاف بود . در صدق چندين توقى كردند و در خلاف هيچ توقى نكردند . اگر اين توقى به اول بودى نه يعقوب در خانهء احزان بودى ، و نه يوسف عليهما السلام در زندان و چاه بودى و بندگى كشيدى ، و نه ايشان در ملامت پدر بودندى ، و نه عتاب حق آمدى و نه زليخا در آن چندان بلا و محنت گرفتار شدى ، و نه آن زنان در آن بلاى دست بريدن ماندندى . يك سخن ناديده گفتند چندان بلا آمد با آنكه اين عبارت از گرگى كردند . آنكه از گرگى ناديده گويد چندين بلا آيد ، آنكه از حق ناديده عبارت كند بنگر كه بر او چه بلا آيد ؟ ! كسى كه بر مخلوقان ناديده گواهى دهد شاهد زور مىگردد و مجلود و فاسق
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1338 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى