تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1315

مساهمون:

ص١٣١٥
و نيز خبرى ديگر است كه بهشتيان را امر آيد كه شما را به نزديك من عطايى است ، و آن آنست كه من از شما خشنود گشتم كه پس از اين نيز بر شما خشم نگيرم . اكنون اين مقام كه آنجا بتوان يافتن به رضا توان يافتن . بنده از خداوند خويش به دنيا راضى بايد تا در عقبى رضاى خداوند يابد . باز شيخ رحمه الله اين آيت ديگر را نيز همين تفسير مىكند و مىگويد : « فمعناه الرضا فى الدنيا تحت مجارى الاحكام يورث الرضوان فى الآخرة بما جرت به الاقلام » . راضى بودن بنده در دنيا بر رفتن احكام خداوند است به آنچه قلم رفته است در ازل امر او را در آخرت رضوان بار آرد . پس شيخ مىگويد كه اين همه ياد كرده است نزديك من ضعيف است ، از بهر آنكه رضاى بنده سبب مىنهد وجود رضاى حق را سبحانه و نزديك من چنين نيست ، لكن رضاى حق سبب باشد رضاى بنده را . و هرچند كه حق تعالى از بنده راضىتر بنده به احكام خدا راضىتر ، تا ربوبيت بر عبوديت مقدم باشد ، نه عبوديت بر ربوبيت . و دليل بر اين دو چيز است : يكى كتاب ، و ديگر عقل . كتاب آن است كه خدا گفت :
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
. اول رضاى خويش مقدم كرد ، باز رضاى بندگان بر رضاى خويش عطف كرد ؛ و هميشه معطوف تبع معطوف عليه باشد . و متبوع هميشه سابق بود و تبع لاحق . و دليل عقل آن است كه اگر رضاى بنده در دنيا سبب يا علت گردد و رضاى حق در عقبا تا بنده به آن رضا بهشت يابد ، آن رضا را كه در ازل سبب يا علت گشت قسمت ايمان و توحيد را از بنده سبب چه بود ؛ و لا محاله ايمان از بهشت بهتر . چون رضاى برترين را علت و سبب فعل بنده نبايست ، محال باشد كه ديگرى را فعل بنده سبب بايد . و در جمله چنان بايد دانستن كه قول او قديم است و صفات او ازلى است . نه بر ذات قديم تغير روا باشد و نه بر صفات قديم . پس رضا صفتى است ازلى از بهر آنكه رضا ارادت خير است ، و ارادت نزديك اهل سنت و جماعت ازلى است ، و صفت ازلى متغير نباشد . باز
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1315 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى