[ 97 ب ] به كسى باز نگذارد و كارهاى من راست دارد اين تقاضا است در سكوت . عام همى به سؤال زبان تقاضا كنند ، و خاص به توكل سر تقاضا كنند . و تقاضا آنگاه درست آيد كه خويشتن بينى يا خويشتن را چيزى بينى . چون مقام مقام صفا باشد بنده نه خويشتن بيند و نه خويشتن را چيزى بيند . چون او را به نزديك كسى حقى نباشد چه تقاضا كند .
باز شيخ رحمه الله سخن شبلى را بر اين حجت مىآرد و مىگويد :
« كما قال الشبلى رحمه الله التوكل كدية حسنة » . گفت توكل كردن گدايى نيكو است ، و گداييها بر دو گونه است : نطقى است و سكوتى . عطاى ناطقان خردتر است و عطاى ساكتان بزرگتر . پس چون توكل نه به آن معنى آرد تا مراد حاصل كند به سكوت سؤال مىكند عز مىنمايد و ذل كسب مىكند كه سكوت دليل است كه مرا به كار نيست . و توكل كردن تا بدهد تقاضاى بايست است . جوانمردى آن باشد كه ظاهر و باطن راست كند . اگر به باطن نيابد ذل به سؤال ظاهر پديد كند ، و اگر به ظاهر سكوت نابايست پديد آورد به باطن او را حقيقت پديد آرد تا چنان باشد كه نمايد ، يا چنان نمايد كه باشد .
« قال سهل كل المقامات له وجه و قفا غير التوكل فانه وجه بلا قفا » . گفت همه مقامها را روى است و قفا مگر توكل ، كه او را همه روى است بىقفا . باز شيخ چنين مىگويد :
« يريد توكل العناية لا توكل الكفاية و هو ان يطالبه بالاعواض » .
گفت از اين توكل عنايت مىخواهد نه توكل كفايت . و تفسير اين آن باشد كه از او عوض طلب نكند . اما چنين گفت سهل كه همه مقامها را وجه است و قفا ، مگر توكل كه او را وجه است و قفا نيست ، از اين معنى گفت ، و الله اعلم ، كه همه مقامها صفت بنده است . محبت و معرفت و توحيد صفت محب است . عارف و موحد و هرچه صفت بنده باشد در اين اقبال و ادبار روا باشد ، و زيادت و نقصان ، كه اين همه صفات محدثات است ، و بنده محدث است .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1303
مساهمون: محمد روشن
ص١٣٠٣