الباب الثانى و الثلاثون قولهم فى الخوف
« قال ابو عمرو الدمشقى الخائف من يخاف من نفسه اكثر مما يخاف من العدو » . گفت : خائف آن باشد كه از تن خويش بيش از آن ترسد كه از ابليس . از اين عدو شيطان مىخواهد ، و اين از بهر آن است كه شيطان از بنده جدا است ، و نفس از او جدا نيست ، و آن دشمن كز تو جدا باشد از او آمنى بيش از آن باشد كه دشمنى كز تو جدا نباشد . و اين از بهر آن است كه هلاك از قريب افتد نه از بعيد . و چون ملوك خواهند كه كسى را هلاك كنند نزديكترين كسى را بر او گمارند .
و ديگر معنى آن است كه با دشمنى كز تو جدا نشود و جدا نباشد جنگ كردن و او را خلاف كردن دشوار باشد كه از آنكه از تو جدا باشد از او فراغت يا بى . و آنكه از تو جدا نباشد از او فراغت نيابى . و آنكه از تو جدا باشد به ذكر خدا منهزم گردد ، و آنكه با تو است به هيچچيز منهزم نگردد . و شيطان را حد و نهايت است و مكايد نفس را حد و نهايت نيست . شيطان ترا از طاعت به معصيت خواند ؛ و بنده داند كه او را از معصيت توبه كردن چاره نيست . عذر خواهد