آرد به قلت . و اعتناق ذلت به آن پديد آيد كه بداند كه هركه خواهد كه عزيز را بيابد جز ذلت پيش بردن روى نيست . چون عز وجود حق تعالى در ذلت بيند ، ذلت را در كنار گيرد و نخواهد كه ساعتى از او جدا گردد . خلق آن اعتناق ظاهر بينند ذلت را ، و از عز باطن او خبر ندارند . و اگر خبر دارندى كه او چه يافته است كونين زير قدم آرندى اميد آن را كه مگر آن يابند كه او يافته است .
و اما تحمل اثقال اهل ملت آنگاه تمام گردد كه بداند كه گماشتهء حقاند ، و مرا با گمارندهء حق تعالى خصومت نيست . از اين معنى امر آمد مصطفى را عليه السلام كه :
وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ
، گفت شكيبايى كن با هرچه با تو كنند . آن مبين كه ايشان با تو چه كردند ، آن بين كه من مىكنم و من مىبينم و غايب نيم . اگر مرا مراد بلاى تو نيستى برگردانمى . و اصبر لحكم ربك فانك باعيننا ، را معنى اين باشد .
و شايد كه از اين نيكوتر معنىاى باشد ، و آن آنست كه : باعيننا ، را مراد از او نظر عنايت است و شفقت و رحمت . پس هركه او بار خلق كشندهتر نظر و عنايت ما با او بيشتر . تو نظارهء بار ايشان مكن ، تا به ظاهر بار ايشان را صابر باشى و به باطن نعمت ما را شاكر .
[ 86 الف ]