بار تو بكشند و ترا حرمت دارند آنگاه بدخو گردى . با بيگانگان سفر كن تا بار بر تو نهند و بر تو استخفاف كنند و تو با ايشان مقابله و مبارزت نيارى كردن ، و خوى تو در زير بار ايشان نيكو گردد . و از اين معنى بود كه پيغامبر عليه السلام گفت : حبب الى من دنياكم ثلث الطيب و النساء و جعلت قرة عينى فى الصلاة . زنان را دوست او گردانيدند نه مردان را ، از بهر آنكه مردان نيكوخوتر باشند ، چون با نيكخويان صحبت كند به نزديك مردم خلق او پديد نيايد ، باز چون با بدخويان صحبت كند و بدخويان را دوست دارد و بار ايشان كشد كرم اخلاق او پديد آيد .
و از اين معنى بود كه چون پيغامبر را عليه السلام وحى آمد سيزده سال او را در ميان مخالفان بداشتند و دستورى رفتن ندادند و فرمان كارزار كردن نيامد كه تا از كشيدن بار مخالفان كريم خلقى او پديد آمد ، تا در تجاوز به حدى رسيد كه حق تعالى او را بستود و گفت : انك لعلى خلق عظيم . و اين ستايش كه او را آمد از آن آمد كه جبريل عليه السلام بر او آمد و گفت : اتيتك بمكارم الاخلاق قال و ما مكارم الاخلاق قال صل من قطعك و اعط [ 57 الف ] من حرمك و اعف عمن ظلمك . و نيز نص كتاب خدا بر اين دليل است كه گفت :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
. و نيز جاى ديگر گفت :
وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى
. و نيز گفت :
وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ
، و نيز گفت :
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ
، و نيز گفت :
فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
. و نيز گفت :
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
.
و اين همه دليل است كه اصل اسلام بار نانهادن است بر خلق و بار كشيدن است از خلق و نفس را رياضت به اين معنى افتد كه چون در سفر باشد و از وطن و دوستان و اهل خويش غريب باشد .
همه بار بر او نهند و هيچ بار او نكشند ، و او از بيم و ذل غربت مقابله نيارد كردن پس او را رياضت افتد و راست گردد ، از بهر آنكه نفس بىادب است و بىحرمت ، و بىادبان و بىحرمتان را به