و با نفس چندانى موافقت كند كه طاغى نگردد ، تا چون واجدى پديد آيد در او اثر كند . اينك سرعت وجد اين باشد كه ياد كرديم .
« و الكشف عن الخواطر ان يبحث عن كل ما يخطر على سره فيتابع ما للحق و يدع ما ليس له » . گفت كشف خواطر آن باشد كه هر چيز كه بر سر او بگذرد آن را بكاود و بازجويد . هرچه از بهر حق باشد متابعت كند و هرچه حق را نباشد به جاى بگذارد . و اين از بهر آن گفت كه نه هرچه بر سر بگذرد الهام حق باشد ؛ لكن باشد كه وسواس ديو باشد يا خاطر نفس . و چون هر چيزى را متابعت كند و به هر خاطرى تعلق سازد پندارد كه در ميدان توحيد افتاده است خود در خندق كفر افتد ، پس چون بر خاطر او چيزى بگذرد آن را باز جويد تا او را كجا مىخواند اگر به تعظيم امر حق مىخواند يا به اقامت شريعت يا به صلاح اغيار داند كه اين خاطر حق است ، متابعت آن كند . و هرچه او را به هواى نفس خواند به جاى بگذارد تا او را از حق باز ندارد . پس اگر بر او مشكل گردد بر كتاب خدا عرضه كند ، اگر نيابد بر سنت مصطفى عرضه كند . اگر نيابد اجتهاد كند ، آنجا كه اجتهاد او ميل كند زان سوى رود .
و اين موافق است خبر معاذ جبل را رضى الله عنه كه چون پيغامبر از او پرسيد عليه السلام : يا معاذ ان وقعت لك حادثة فما تصنع قال اطلبه فى كتاب الله تعالى قال فان لم تجد قال نفى سنة رسول الله عليه سلام الله قال فان لم تجد قال اجتهد رأيى و لا آلوا فضرب رسول الله يده على صدره فقال الحمد لله الذى وفق رسول رسوله . پس اگر با اين همه بر او پوشيده گردد طريق اين طايفه آن است كه بنگرند ، اگر خويشتن را آنجا نصيبى بينند به جاى بگذارند . و اگر خلاف نفس بينند و نصيب اغيار نبينند نيارند ، از بهر آنكه بر نصيب غير در خطا افتادن اميدوارتر باشد كه در نصيب خويش در صواب افتادن ، كه خير هر دو جهان در مخالفت نفس است ، و نيكو خواستن خلق چون داند كه اغيار را نيك آيد . از بد آمدن خويش باك ندارد .
و چون داند كه اغيار را بد مىآيد خود را به جاى بگذارد ، تا ايشان
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1175
مساهمون: محمد روشن
ص١١٧٥